فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٧٨
داراِی مفهوم خواهد بود و با فقدان ِیکِی از اِین امور، مفهوم نخواهد داشت.(١)
مِیان اصولِیان در ثبوت مفهوم براِی جمله شرطِی اختلاف است. جمعِی قائل به ثبوت اند.(٢) برخِی نِیز دلالت جملهٔ شرطِی بر همه موارد فوق را نپذِیرفته و به نداشتن مفهوم براِی جمله شرطِی قائل شده اند. (٣)
تعدد شرط و وحدت جزا: چنانچه شرط متعدد و جزا ِیکِی باشد، مانند اِینکه فرموده اند: «اذا خَفَ الأذان فَقَصر ؛ هرگاه اذان بلد شنِیده نشود، نماز را قصر بخوان» و «اذا خف الجدران فقصر؛ هرگاه دِیوارهاِی بلد از دِیدها پنهان شد، نماز را قصر بخوان»، بنابر قول به مفهوم نداشتن جمله شرطِی، تعارض مِیان دو جمله پدِید نمِی آِید و هر ِیک از خفاِی اذان و خفاِی دِیوار سببِی مستقل براِی قصر نماز خواهد بود؛ لِیکن بنابر مفهوم داشتن، مِیان مفهوم هر ِیک با منطوق دِیگرِی تعارض و تنافِی پِیدا مِی شود؛ زِیرا مفهوم هر ِیک از دو جمله شرطِی بر علت انحصارِی شرط دلالت دارد و منطوق دِیگرِی نِیز بر علت استقلالِی شرط دلالت مِیکند.
در مثال بالا، مفهوم جمله شرطِی اول آن است که اگر اذان شنِیده شود نماز را قصر نکن؛ خواه دِیوار بلد دِیده شود ِیا دِیده نشود. اِین مفهوم با منطوق جمله شرطِی دوم؛ ِیعنِی وجوب قصر نماز در صورت دِیده نشدن دِیوار بلد، تعارض دارد.
براِی رفع تعارض در صورت تعدّد شرط و وحدت جزا، پنج راه حل مطرح شده است:
١. تخصيص مفهوم هر ِیک به منطوق دِیگرِی. نتِیجه آن، کفاِیت حصول ِیکِی از چند شرط در تحقق جزا است. در مثال ِیاد شده، نهِی از قصر خواندن نماز در صورت شنِیدن اذان -که مفهوم جمله شرطِی اول است- به امر به قصر خواندن نماز در صورت ندِیدن دِیوارهاِی بلد -منطوق جمله شرطِی دوم - تخصيص مِیخورد و نتِیجه آن کفاِیت هر ِیک از ندِیدن دِیوار و نشنِیدن اذان شهر، در قصر خواندن نماز است. (٤)