فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٥
مِیخ
مِیخ: مِیله فلزِی ِیا چوبِی نوک تِیز.
از آن به مناسبت در بابهاِیِی چون طهارت، تجارت، ضمان، صلح و لقطه نام برده اند.
طهارت: خورشِید اشِیاِی غِیر منقول، از قبِیل ساختمان و آنچه به آن متصل است، همچون مِیخ کوبِیده شده به آن را در صورت نجس شدن با شراِیطِی پاک مِیکند(١) (←خورشِید).
تجارت: هنگام فروش ساختمان، مِیخهاِی کوبِیده شده در آن، جزء ساختمان و داخل در معامله است. (٢)
برخِی مِیخهاِی کوبِیده شده در زمِین ِیا دِیوار را داخل در معامله ساختمان ندانسته اند. (٣)
ضمان: اگر کسِی در مسِیر عمومِی ِیا ملک دِیگرِی بدون اذن مالک مِیخِی قرار دهد و بر اثر آن فردِی آسِیب ببِیند، ضامن است. (٤)
صلح: تصرف در دِیوار دِیگرِی ِیا دِیوار و سقف مشترک بدون اجازه مالک ِیا شرِیک، حتِی در حد کوبِیدن مِیخ جاِیز نِیست.(٥) برخِی کوبِیدن مِیخ بر دِیوار و سقف مشترک را تنها در صورت ضرر داشتن براِی شرِیک جاِیز ندانسته اند.(٦)
لقطه: به قول مشهور، برداشتن اشِیاِی گمشده؛ بوِیژه اشِیاِی کم ارزش، پرکاربرد، همچون مِیخ مکروه است.(٧)
(١) العروة الوثقِی ١/ ٢٥٢ .
(٢) جامع المقاصد ٤/ ٣٧٣ ؛ جواهر الكلام ٢٣/ ١٣١.
(٣) تذكرة الفقهاء ١٢/ ٥٩.
(٤) الجامع للشرائع / ٥٨٥.
(٥) ٣٠٨؛ تذکرة الفقهاء ١٦/ ٦٣.
(٦) جامع المقاصد ٥/ ٤٢٩.
(٧) الروضة البهية ٧/ ١٠٣ - ١٠٥ ؛ غاية المرام ٤/ ١٥٦ - ١٥٧ ؛ جواهر الکلام ٣٨/ ٣٠٢ - ٣٠٤.
مِیراب
مِیراب: مسئول تقسِیم آب جارِی در مزارع و باغها.
از آن به مناسبت در باب زکات نام برده اند.
به قول مشهور، مئونه (هزِینه هاِی انجام براِی به دست آوردن محصول) از محصول به دست آمده، مانند گندم و جو کسر مِی شود. در صورتِی که باقِی مانده محصول به حد نصاب برسد، زکات در آن واجب مِیگردد