فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٦٠
(١) فرهنگ بزرگ سخن، واژه «ناله».
(٢) جواهر الكلام ١١/ ٨٦ ؛ العروة الوثقى ٣/ ٣٧.
(٣) نهاية الإحكام ١/ ٥١٦ ؛ الدروس الشرعية ١/ ١٨٥ ؛ جامع المقاصد ٢/ ٣٦٢.
(٤) الحدائق الناضرة ٩/ ١٩ ؛ مستند الشيعة ٧/ ٣٩-٤٠.
(٥) المعتبر ٢/ ٢٥٤ ؛ مدارک الاحکام ٣/ ٤٧٠؛ مفاتيح الشرائع ١/ ١٧١.
نام ← اسم
نامادرِی
نامادرِی: زن پدر.
از احکام آن در بابهاِی نکاح و حدود سخن گفته اند.
زن پدر از محارم (←مَحرم) به شمار مِیرود و ازدواج با او حرام است؛ خواه پدر، نسبِی باشد ِیا رضاعِی.(١)
زن پدر به مجرد عقد پدر با او بر پسر حرام ابدِی مِیشود و دخول شرط آن نِیست. (٢)
بنابر مشهور، نفقه نامادرِی، در صورت وجوب نفقه پدر بر پسر، واجب نِیست(٣) (←اعفاف).
اگر زن پدر انسان -که از پدر او باردار و صاحب شِیر شده- به دخترِی شِیر دهد، ازدواج با وِی، بر او حرام مِی شود و چنانچه دختر شِیرخوارِی را به عقد خود درآورد، و زن پدر او از شِیر همان پدر، آن دختر را شِیر دهد، عقد باطل مِیشود.(٤)
زنا کننده با نامادرِی کشته مِیشود. بر اِین قول ادعاِی اجماع شده است(٥) (←زنا).
جمعِی نِیز به آن تصرِیح کرده اند؛ (٦) لِیکن برخِی در اِین حکم تردِید و اشکال کرده اند. (٧)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) الحدائق الناضرة ٢٣/ ٤٠٩.
(٢) مستند الشيعة ١٦/ ٣٠٠.
(٣) الحدائق الناضرة ٢٥/ ١٣٧ – ١٣٨.
(٤) توضيح المسائل مـراجـع ٢/ ٥٠٥.
(٥) غنية النزوع / ٤٢١.
(٦) النهاية / ٦٩٣ ؛ کتاب السرائر ٣/ ٤٣٨ ؛ الوسيلة / ٤١٠ ؛ المهذب ٢/ ٥١٩ ؛ الجامع للشرائع / ٥٥٠ ؛ رياض المسائل ١٣/ ٤٤٨ ؛ جواهر الكلام ٤١/ ٣١٦.
(٧) قواعد الأحكام ٣/ ٥٢٦ ؛ مسالك الافهام ١٤/ ٣٦٠ ؛ حدود و قصاص و دِیات مجلسِی / ١٤.
نامحرم
نامَحرم: کسِی که ازدواج با او جاِیز است؛ مقابل محرم.
کسِی که از نظر شرع، ازدواج با او جاِیز است، نامحرم به شمار مِی رود. مقصود از جواز ازدواج، جواز به خودِی خود، قطع نظر از موانع است. بنابر اِین،