فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٠
برخِی پِیشِینِیان در تعرِیف علم موسِیقِی گفته اند: موسِیقِی علمِی رِیاضِی است که در آن از احوال نغمه ها از نظر ملاِیمت و تنافرشان نسبت به ِیکدِیگر و نِیز احوال زمانها و فواصل مِیان اِین نغمه ها بحث مِی گردد تا از اِین رهگذر، کِیفِیت ترکِیب و تعرِیف آواها دانسته شود. موضوع اِین علم صوت (آوا) است، از جهت تأثِیر آن در نفس به اعتبار نظم خاص آن. (٢)
از آنچه گذشت به دست مِی آِید که موسِیقِی عبارت است از صفت و هنر ترکِیب صداها؛ به گونه اِی که در نفس تأثِیر گذار باشد و نفس از آن لذت ببرد. با توجه به معناِی موسِیقِی نزد اهل فن، عنوان موسِیقِی شامل همه اصوات آهنگِین که از سبکِی خاص پِیروِی مِیکنند، مِی شود؛ خواه اِین اصوات از حنجره انسان خارج شود که غنا ِیا آواز نامِیده مِی شود ِیا از آلات و ابزار موسِیقِی که ساز نامِیده مِیشود.(٣) از اصوات نوع نخست در عنوان غنا سخن گفته شد (← غناء). در اِین مقاله درباره اصوات نوع دوم بحث مِی شود که از احکام آن به مناسبت در باب صلات، تجارت و در پاسخ به استفتائات سخن گفته اند. برخِی نِیز در اِین موضوع رساله اِی مستقل نگاشته اند.
آلات موسِیقِی: مقصود از آلات موسِیقِی ِیا ساز، ابزارِی است که با آن نغمه هاِی موسِیقِی نواخته مِی شود و داراِی انواع و اقسامِی است، از قبِیل ساز بادِی که صدا در آن به وسِیله نفَس تولِید مِیشود، مانند فلوت، نِی، ترمپت؛ و ساز زهِی که صداهاِیش در نتِیجه ارتعاش سِیمهاِی آن به وسِیله زخمه، مضراب، کشش آرشه، ضربه و نظاِیر آنها اِیجاد مِیشود، مانند سه تار، تار، کمانچه، وِیلون و سنتور، تنبور، گِیتار و هارپ؛ و ساز شستِی دار که داراِی شستِیهاِی کشِیده به شکل مستطِیل است، مانند پِیانو؛ و ساز کوبه اِی که صداِیش به طرق مختلف ضربه زدن بر آن تولِید مِیشود، مانند تنبک، تِیمپانِی و سنج.(٤)