فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٢٦
آِیا نماز گزاردن در اماکنِی که خوردن از خوراکِی موجود در آنها نِیاز به اذن ندارد، از قبِیل خانه پدر، مادر، عمو، عمه، داِیِی و خاله، بدون اذن مالک -با عدم علم به کراهت آنان ـ جاِیز است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی گفته اند: بدون اذن فحوا يا وجود قراِین و شواهدِی بر رضاِیت، نماز خواندن مشکل و احتِیاط در ترک آن است.(٧)
اگر مکان نمازگزار فاقد شرط اباحه و غصبِی باشد، به قول مشهور، نماز در آن باطل است خواه خود مکان غصبِی باشد ِیا منافع آن، مانند نماز گزاردن در خانه اجاره اِی بدون اذن مستأجر؛ هـرچـند نمازگزار، مالک خانه ِیا مأذون از طرف مالک باشد و ِیا اِینکه حق غِیر به آن تعلق گرفته باشد، مانند تعلّق حـق رهـن (← رهن) ِیا حق اولوِیت به سبب تحجِیر (← تحجِیر) به زمِین.(٨)
برخِی گفته اند: اگر مـحـل سـجـده ِیــا دِیگر اعضاِی هفتگانه که هنگام سجده بر زمِین نهاده مِیشود، غصبِی باشد، نماز باطل است. در غِیر اِین صورت، نماز در مكان عصبى باطل نخواهد بود، مانند نمازِی که رکوع و سجود آن با اشاره سر ِیا چشم برگزار مِی شود ِیا نماز مِیت که فاقد رکوع و سجود است. (٩)
بطلان نماز در مکان غصبِی در صورتِی است که نماز گزار با علم و از روِی عمد اِین کار را انجام دهد؛ اما اگر بر اثر فراموشِی در مکان غصبِی نماز بخواند، نمازش صحِیح است، مگر آنکه فراموشکار خود غاصب باشد که در اِین صورت، در صحت و بطلان نماز اختلاف است. (١٠)
اگر نمازگزاردن در مکان غصبِی ناشِی از جهل به غصبِی بودن مکان باشد، بـر صحت نماز ادعاِی اجماع شده است؛(١١) لِیکن در صورتِی که نمازگزار جاهل به حکم شرعِی، هرچند حکم وضعِی (بطلان نماز در مکان غصبِی) باشد، بنابر مشهور، نمازش باطل است،(١٢) مگر آنکه جهلش از روِی قصور باشد؛ ِیعنِی در جهلش معذور باشد، که در اِین صورت، نمازش صحِیح خواهد بود. (١٣)