فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٦
جهاد: فرار از معرکه در جنگ با دشمنان دِین، در صورتِی که جنگ با حضور امام عليه السّلام و ِیا با اذن او باشد، حرام است، مگر آنکه شمار دشمن افزون بر دو برابر نِیروِی خودِی باشد(٨) (← فرار).
چنانچه در مِیدان جنگ کشته مسلمان از کافر شناخته نشود، به گفته برخِی دارنده آلت تناسلِی کوچک دفن
مِی شود (← جهاد).
حمل و خارج کردن سر کافر کشته شده از معرکه، مکروه است.(١٠)
(١) المبسوط ١/ ١٨٢؛ تذكرة الفقهاء ٤١٧/٩ و ٤٣٠.
(٢) مختلف الشيعة ٤٠٥/١ ؛ الخلاف ١/ ٧١١ - ٧١٢؛ منتهى المطلب ٧/ ١٨٦ - ١٨٧ ؛ ذكرى الشيعة ١/ ٣٢٢.
(٣) الحدائق الناضرة ٣/ ٤١٨ - ٤١٩ ؛ مصباح الفقيه ٥/ ١٢٢ – ١٢٣.
(٤) تذكرة الفقهاء ٢/ ٤٧١.
(٥) جواهر الکلام ٨/ ٢٥٥ – ٢٥٦.
(٦) شرح تبصرة المتعلمين ٢/ ٢٨٠.
(٧) تبصرة المتعلمين / ١١٢ ؛ جواهر الكلام ٢١/ ١٩٧- ١٩٨ و ٢٠٩.
(٨) منهاج الصالحِین (خوِیِی) ١/ ٣٧٠؛ جواهر الکلام ٢١/ ٥٦-٥٩.
(٩) الروضة البهية ٣٩٥/٢؛ جواهر الکلام ٢١/ ١٣٣ – ١٣٤.
(١٠) جواهر الكلام ٢١/ ١٣٢.
مُعسِر ← اعسار
معصفر
مُعَصفَر: جامه رنگ شده با گل کاژِیره(١) (←عصفر).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لغت نامه دهخدا، واژه «معصفر».
معصوم الدِّم ← محقون الدم
معصِیت ← گناه
معطن
مَعطِن: اطراف حوض و چاه که شتر در آنجا زانو مِیزند.
مشهور نزد لغوِیان، اطلاق معطن بـر اطراف حوض، چاه و مانند آن از مکانهاِیِی است که شتر براِی نوشِیدن آب زانو مِیزند؛(١) لِیکن برخِی آن را به مطلق مکانِی که شتر در آنجا زانو مِی زند و مِی خوابد، اطلاق کرده اند.(٢) از آن به مناسبت در باب صلات نام برده اند.
به قول مشهور، نمازگزاردن در معطن مکروه است.(٣) ظاهر کلام بــرخـــِی قـدما حرمت آن است.(٤) مقصود از معطنِی که نماز گزاردن در آن مکروه مِیباشد، مکان خوابِیدن و استراحت شتر است،