فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٧
مَنبوذ ← لَقيط
من به الكفايه
مَن بِهِ الكفايه: شمار افراد کافِی براِی انجام دادن واجب کفاِیِی.
در واجبات کفاِیِی (←واجب کفاِیِی) چنانچه فرد ِیا افراد مورد نِیاز براِی انجام دادن تکلِیف، آن را به جا آورند، تکلِیف از دِیگر مکلفان ساقط مِیگردد. در اصطلاح فقهِی، از چنِین فرد ِیا افرادِی به «من به الکفاِیه» تعبِیر مِیشود.(١)
(١) كشف الغطاء ٤/ ٢٩١ ؛ هداية المسترشدين ٢/ ٣٧١ ؛ أنوار الأصول ١/ ٢٩٦ و ٤٨٣.
منّت
منّت: نِیکِی کردن به دِیگران / به رخ کشِیدن نِیکِیها/ آزاد کردن اسِیر بدون درِیافت عوض.
برخِی لغوِیان منت را به منّت فعلِی و قولِی تقسِیم کرده اند. منت فعلِی عبارت است از عطا کردن و نعمت بخشِیدن که به اِین معنا در قرآن به خداوند نسبت داده شده و «منان» از اوصاف خداِی تعالِی است؛ خداِیِی که به بندگان نعمت مِی بخشد و به آنان احسان مِیکند. در قرآن کرِیم آمده است: «وَلَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المؤمِنينَ؛(١) خداوند بر مؤمنان نعمت بخشِید و احسان کرد».
منت قولِی عبارت است از بازگو کردن و به رخ کشِیدن نِیکِیهاِی انجام داده شده درباره کسِی، که امرِی ناپسند است. (٢) معناِی سوم در قرآن کرِیم درباره اسِیر به کار رفته است.(٣)
از عنوان ِیاد شده به معناِی دوم بـه مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات، زکات و حج سخن گفته اند.
طهارت: چنانچه مکلف براِی وضو ِیا غسل، جهت نماز واجب آب در اختِیار نداشته باشد، اگر کسِی آب ِیا بهاِی آن و ِیا ابزار دسترسِی به آن، مانند رِیسمان و سطل را به او بذل کند ِیا ببخشد، آِیا قبول آنها بر او واجب است ِیا نه؟ برخِی قبول را مطلقا واجب دانسته اند. (٤)
برخِی گفته اند: اگر آب را ببخشد ِیا بذل کند، قبول واجب است؛ زِیرا در قبول آن منتِی نِیست؛ اما اگر بهاِی آن را ببخشد،