فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٤
جمعِی نزدِیکان را به نزدِیکان ساکن در محل زندگِی زن ِیا مناطق نزدِیک به آن -که مهر در آن مناطق تفاوت زِیادِی ندارد ـ اختصاص داده اند. (٤)
آِیا مهر المثل در جانب زِیادِی محدود به حدِی است ِیا نه؟ بسِیارِی آن را به افزون نبودن از مهر السنه مقِید کرده و گفته اند: در صورت بِیشتر شدن، به مهر السنه بر گردانده مِیشود. بنابر اِین، در صورت فزونِی از آن، تنها معادل مهر السنه بر عهده مرد ثابت مِیگردد؛(٥) بلکه اِین قول مشهور است.(٦) برخِی مهر المثل را از ناحِیه زِیادِی محدود به حدّى ندانسته اند.(٧) از احکام آن در باب نکاح سخن گفته اند.
موارد ثبوت مهر المثل: در موارد بسِیارِی -که تا ٢٥ مورد شمرده شده است-(٨) زن مستحق مهر المثل مِیباشد.
مهمترِین آنها عبارت اند از:
١. تفويض بُضع: مقصود از آن عقد ازدواجِی است که مهر -نه به اجمال و نه به تفصِیل ـ در آن ذکر نشده است.
در چنِین عقدِی، چنانچه مرد بخواهد بعد از آمِیزش، همسرش را طلاق دهد، مهر المثل بر عهده او ثابت مِیشود. همچنِین است اگر پس از تحقق آمِیزش ِیکِی از زوجِین بمِیرد، مگر اِینکه قبل از طلاق ِیا مرگ بر مهرِی توافق کرده باشند که همان پرداخت مِیشود. (٩)
٢. تصرِیح به عدم مهر: چنانچه در عقد نکاح بر عدم مهر براِی زوجه تصرِیح شود، در صورتِی که مراد عـدم مـهر المسمّى باشد، حکم آن، حکم صورت پِیشِین است؛ اما اگر مقصود اِین باشد که ازدواج به کلِی بدون مهر، حتى مهر المثل در صورت آمِیزش باشد، بنابر قول صحت عقد نکاح در اِین صورت، مهر المثل بر عهده زوج ثابت مِیشود.(١٠)
٣. عدم قابلِیت تملک آنچه به عنوان مهر قرار داده شده است: در زوجِین مسلمان چنانچه چِیزِی که قابلِیت تملک براِی مسلمانان ندارد، از قبِیل خمر ِیا خوک، مهر قرار داده شود، بنابر قولِی، با تحقق آمِیزش، مهر المثل جاِیگزِین مهر المسِی مِیگردد.(١١)