فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١٠
اگر مالک با کنِیزش آمِیزش و پس از آن با خواهر وِی ازدواج کند قبل از آنکه اولِی از ملکش خارج گردد، آِیا اِین ازدواج صحِیح است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی گفته اند: صحِیح است؛ لِیکن تا زمانِی که ازدواج به قوت خود باقِی است، آمِیزش با کنِیز (خواهر همسر مرد) حرام است.(٨)
آمِیزش با کنِیزِی که مالکش با وِی قرار مکاتبه بسته است جاِیز نِیست(٩) (←مکاتبه).
کسِی که مالک کنِیزِی شده است، قبل از استبرا حق آمِیزش با وِی را ندارد. استبراِی کنِیز با ِیک بار حِیض ِیا سپرِی شدن ٤٥ روز از زمان تملک وِی محقق مِی شود (١٠)( ← استبراء).
جواز آمِیزش از راه ملک ِیمِین، محدود به عددِی خاص نِیست و انسان مِیتواند با هر تعداد کنِیزِی که مالک آنها است، با وجود شراِیط آمِیزش کند.(١١)
جواز آمِیزش از راه ملک ِیمِین، اختصاص به مرد دارد. بنابر اِین، زنِی که مالک برده مرد مِیگردد، نمِی تواند از او استمتاع جنسِی ببرد. (١٢)
آمِیزش از راه ملک ِیمِین، همچون ازدواج، موجب حرمت مادر، دختر و نوه هاِی کنِیز بر مالک و حرمت پدر، پسر و نوادگان مالک بر کنِیز مِیگردد (١٣) (←مصاهره).
آِیا ظهار (← ظهار) نسبت به کنِیزِی که مولاِیش با وِی آمِیزش کرده، صحِیح است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است؛ (١٤) چنان که ثبوت لعان (←لعان) مِیان مولا و چنِین کنِیزِی، اختلافِی است. (١٥) البته اِیلاء (← اِیلاء) نسبت به اِین کنِیز واقع نمِیشود و در صورت سوگند خوردن مولا بر ترک آمِیزش با او، سوگندش صحِیح است و احکام سوگند بر آن مترتب مِیگردد. (١٦)
(← کنِیز)
(١) المراسم العلوية / ١٤٩ ؛ النهاية / ٤٥٠ ؛ الوسيلة / ٢٨٩ ؛ غنية النزوع / ٣٤٠ و ٣٦٠.
(٢) المقنعة / ٥٠٨؛ الكافي في الفقه / ٣٠٠ ؛ المراسم العلوية / ١٥٧ ؛ المبسوط ٤/ ٢١٦ ؛ إرشاد الأذهان ٢/ ٢٢ – ٢٣.
(٣) المقنعة / ٥٠٨ ؛ كتاب السرائر ٢/ ٥٤١؛ کشف الرموز ٢/ ١٤٨ – ١٤٩.
(٤) النهاية / ٤٥٧ ؛ الوسيلة / ٢٩٥.
(٥) جواهر الکلام ٣٠/ ٣١.
(٦) إصباح الشيعة / ٤١٥.
(٧) معالم الدين في فقه آل ياسين ٢/ ٤١ ؛ جواهر الكلام ٢٩/ ٣٨٦.
(٨) ٣٨٥؛ تحرِیر الأحكام ٣/ ٤٦٤.
(٩) الروضة البهِیة ٦/ ٣٦٦ ؛