فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤١٩
وقت نماز ظهر، هنگام متماِیل شدن خورشِید از داِیره نصف النهار به سمت غرب است که با پِیدا شدن ساِیه شاخص ِیا افزاِیش آن در سمت شرق، دانسته مِی شود. گفته اند: در بلادِی که عرض جغرافِیاِیِی آنها بِیشتر از مِیل اعظم آفتاب (٥/٢٣ درجه) باشد، ساِیه شاخص هنگام قرار گرفتن خورشِید در وسط آسمان، معدوم نمِی شود؛ بلکه مقدارِی از آن باقِی مِیماند و با زوال خورشِید، در سمت شرق رو به افزاِیش مِینهد و اگر عرض جغرافِیاِیِی برابر با مِیل اعظم خورشِید باشد، ِیک روز در سال -که طولانِی ترِین روز سال خواهد بود ـ ساِیه معدوم و با زوال خورشِید، در سمت شرق نماِیان مِیشود و در صورتِی که عرض جغرافِیاِیِی کمتر از مِیل اعظم باشد، ساِیه دو روز در سال معدوم مِی شود. البته ناپدِید شدن ساِیه مشروط به وحدت جهت عرض جغرافِیاِیِی و مِیل اعظم از حيث جنوبِی ِیا شمالِی است. (٤)
(١) لغت نامه دهخدا، واژه «مِیل».
(٢) منهاج الملة / ٣١ و ١٠٥ ؛ دروس فى معرفة الوقت والقبلة / ١٢٣ – ١٢٤.
(٣) منهاج الملة / ١٠٦؛ دروس في معرفة الوقت والقبلة / ٦٧ - ٦٨ و ١٩٥.
(٤) الروضة البهِیة ١/ ٤٧٧ – ٤٨٢.
مِیل کلِی ← مِیل اعظم
مِیمون
مِیمون: بوزِینه / نام چاهِی در ابطح (←چاه مِیمون) مبارک (←مبارک).
مِیمون به معناِی نخست پستاندارِی است با دست و پاِیِی شبِیه انسان و بدنِی پشمالو که بِیشتر روِی درختان زندگِی مِیکند و انواع فراوان دارد.(١) از آن در بابهاِی طهارت، تجارت، صِید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
مِیمون از مسوخ است که خداِی تعالِی برخِی انسانها از امتهاِی پِیشِین را به سبب ارتکاب گناهانِی به شکل آن در آورده است (←مسوخ). مِیمون از حرام گوشتان و خوردن گوشت و شِیر آن حرام است(٢) (←حِیوان). برخِی قدما آن را همچون دِیگر مسوخ، نجس دانسته اند؛(٣) از اِین رو، خرِید و فروش، اجاره دادن، نگهدارِی و هر نوع استفاده از آن را جاِیز ندانسته اند. (٤)