فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٣
حج: از شراِیط وجوب حج، آزاد بودن است؛ از اِین رو، حج بر برده واجب نِیست؛ هرچند مولا به او اذن دهد و هزِینه حجش را نِیز بپردازد و چنانچه برده حج بگزارد، کفاِیت از حَجّة الاسلام نمِی کند؛ هر چند حجِی که با اذن مولا انجام داده، صحِیح است. (٤)
نکاح: امر ازدواج برده به دست مولاِی او است و مولا مِیتواند عبد ِیا کنِیز خود را به ازدواج دِیگرِی درآورد؛ هرچند وِی راضِی نباشد و چنانچه برده بدون اذن مولا ازدواج کند، صحت ازدواج منوط به اجازه و امضاِی مـولا است. (٥) برده اِی که با اجازه مولاِیش ازدواج کرده، در صورتِی که مولا مهر را بر ذمه خود ِیا ذمه برده و ِیا در عِینِی معِین تعِیِین کند، همان متعِین مِیگردد و در صورت عدم تعِیِین، آِیا بر عهده مولا خواهد بود ِیا برده، با تعهد و ضمانت مولا نسبت به اداِی آن از طرف او، ِیا مهر در کسب برده است و ِیا بر ذمه او که پس از آزادِی باِید آن را بپردازد؟ دِیدگاهها مختلف است.
اگر مولا براِی عبد خود زن بگِیرد، ِیا او را وادار به ازدواج کند، چنانچه عِینِی خاص را به عنوان مهر تعِیِین نکرده باشد، مهر بر ذمه مولا خواهد بود. در اِینکه مولا مِی تواند آن را بر ذمه عبد قرار دهد که پس از آزادِی آن را بپردازد ِیا نه، مسئله محل اختلاف است.(٦) آنچه در باره مهر گفته شد، نسبت به نفقه همسر عبد نيز جارِی است.(٧)
کنِیزِی که شوهر کرده، مهرش از آنِ مولاِی او است؛ خواه مولا او را شوهر داده باشد و ِیا خود با اذن مولا شوهر کرده باشد. نفقه کنِیز بعد از ازدواج بر عهده همسر او است، مگر آنکه خلاف آن را شرط کرده باشند. مولا مِیتواند کنِیز شوهر کرده خود را بر خدمتِی که منافات با حق شوهر نداشته باشد بگمارد(٨)
(← كنيز).
بنابر مشهور، مستحب است مولا هنگام تزوِیج کنِیز با عبد خود، به آنان مساعدت مالِی کند.(٩)