فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩١
هر چند هزِینه درمان آن غِیر متعارف باشد، تا جاِیِی که پرداخت هزِینه بر زوج حرجِی نباشد. (٣٥)
دوم. قرابت و خوِیشاوندِی: از اسباب وجوب نفقه، خوِیشاوندِی نسبِی است. کسانِی که نفقه آنان با اِین سبب بر انسان واجب مِیشود، عبارت اند از:
١. پدر و مادر: نفقه پدر و مادر با شراِیطِی بر فرزند واجب است. در اِین حکم، جد و جده پدرِی و مادرِی و هرچه بالاتر نِیز به والدِین ملحق اند. (٣٦)
٢. فرزندان: نفقه فرزندان و نِیز فرزندان فرزندان هرچه پاِیِین تر بر انسان واجب است. (٣٧)
٣. ساِیر خوِیشاوندان: نفقه ساِیر خوِیشاوندان که حاشِیه نسب(← حاشية نسب) به شمار مِی روند، مانند برادر، خواهر، عمو، عمه، داِیِی و خاله بر انسان واجب نِیست؛ لِیکن تأمِین نفقه آنان، بوِیژه به وارثان از آنان از باب صله رحم (← صله رحم) مستحب است. (٣٨)
شراِیط: در وجوب انفاق به پدر و مادر و فرزندان، امورِی شرط است که بعض آنها شراِیط انفاق شدگان و بعض دِیگر، شراِیط انفاق کننده اند. اِین شراِیط عبارت اند از:
الف. فقر: از شراِیط وجوب انفاق، فقر انفاق شونده؛ ِیعنِی نداشتن خـرجــِی زندگِی به قدر کفاِیت است. آِیا ناتوانِی از کسب و کار مناسب شأن، شرط آن است ِیا نه؟ جمعِی تصرِیح به اشتراط آن کرده اند. بنابر اِین، با تواناِیِی بر کسب و کار در خور شأن، انفاق واجب نِیست. (٣٩)
ب. آزاد بودن (بـــرده نبودن): در صورت برده بودن پدر ِیا مادر و ِیا فرزندان، نفقه آنان بر عهده مولاِیشان است. (٤٠)
ج. تواناِیِی بر انفاق: از شراِیط انفاق کننده اِین است که علاوه بر داشتن نفقه خود و همسرش -که مقدم بر نفقه خوِیشاوندان است - تواناِیِی انفاق بـه پدر، مادر ِیا فرزندان را داشته باشد، وگرنه اولوِیت در تأمِین نفقه، خود و در مرحله بعد، همسرش مِیباشد؛ سپس نوبت به پدر، مادر و فرزندان مِی رسد.