فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٢
هر چند وجود قدر متِیقن در خارج از مقام گفت وگو، ضررِی به تمسک به اطلاق نمِی زند. بنابر اِین، وجود قدر متِیقن در مقام گفت و گو به منزله قرِینه لفظِی بر تقِیِید است و با فرض وجود آن، براِی لفظ ظهورِی در اطلاق منعقد نمِی شود (٢) (←اطلاق).
(١) أصول الفقه ١٥٩/١ و ١٦٨ - ١٧٠ ؛ فوائد الأصول ٢/ ٥٧٣ – ٥٧٤.
(٢) كفاية الأصول / ٢٤٧.
مقدمه
مقدمه: آنچه که چِیزِی بر آن متوقف است.
مقدمه در اصطلاح اصولِیان عبارت است از آنچه که چِیزِی دِیگر بر آن توقف دارد؛ ِیعنِی تحقق آن چِیز بستگِی به حصول آن دارد؛ خواه توقف در وجـود باشد (وجود چِیزِی متوقف بر آن باشد) ِیا توقف در ثبوت حکم (حکم چِیزِی همچون وجوب ِیا حرمت متوقف بر آن باشد) و ِیا توقف در حصول (علم حصول علم به چِیزِی متوقف بر آن باشد). بنابر تعرِیف علت تامه و بر هر ِیاد شده، مقدمه بر جزئِی از اجزاِی آن، اطلاق مِیشود.(١) از مقدمه اصول فقه سخن گفته اند.
اقسام: براِی مقدمه به لحاظ مختلف تقسِیماتِی ذکر شده است:
(١) مقدمه داخلِی و خارجِی: مقدمه داخلِی، عبارت است از هر جزء از اجزاِی شيء مركب. در مرکب هر جزء، مقدمه براِی وجود مجموع است. بنابر اِین، هر مرکبِی به تعداد اجزاِیش مقدمات داخلِی دارد، مانند نماز و حج.
مقدمه خارجِی عبارت است از مقدمه اِی که خارج از ذى المقدمه است، مانند شستن لباس نجس نسبت به نماز. علت تامه، مقتضِی، سبب، شرط، مانع و مُعِدّ از مصادِیق مقدّمه خارجِی شمرده شده اند.
(٢) مقدمه عقلِی، شرعِی و عادِی: مقدمه عقلِی عبارت است از آنچه که چِیزِی دِیگر از نظر عقل متوقف بر آن است، مانند بالا رفتن که مقدمه عقلِی قرار گرفتن بر پشت بام است.
مقدمه شرعِی عبارت است از آنچه که چِیزِی دِیگر از نظر شرع متوقف بر آن است، مانند وضو، غسل ِیا تِیمم نسبت به نماز ِیا طهارت آب نسبت به وضو و غسل، و طهارت خاک نسبت به تِیمم.