فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٦
طهارت: موم جامدِی که ظاهرش نجس شده قابل تطهِیر است؛(٢) لِیکن موم مذاب اگر نجس و پس از آن خشک شود، در صورتِی که آب در آن نفوذ نکند، تنها ظاهرش تطهِیر پذِیر است.(٣)
صلات: نماز گزاردن با لباس ِیا بدن آغشته به موم اشکال ندارد.(٤)
تجارت: داد و ستد عسل با موم و بدون موم، بدون زِیادِی ِیکِی بر دِیگرِی جاِیز و با زِیادِی، ربا (←ربا) و حرام است. (٥)
عسلِی که سلف (← بيع سلف) فروخته مِی شود، باِید مشخصات آن از جهت منطقه، مانند کوهِی و غِیر کوهِی؛ زمان، همچون بهاره ِیا پاِیِیزه و رنگ، مانند عسل زرد ِیا سفِید در معامله ذکر شود و نِیز عسل باِید بدون موم تحوِیل گردد، مگر آنکه در معامله خلاف آن شرط شود که مطابق آن عمل مِیشود(٦) (← عسل).
(١) فرهنگ بزرگ سخن واژه «موم».
(٢) رسائل الشهيد الثاني ٢/ ١٢٠٠.
(٣) منهاج الصالحين (سيد محمدسعِید حکِیم) ١/ ١٤٠.
(٤) مجمع الرسائل/ ٢١٦؛ توضِیح المسائل مراجع ١/ ٤٦٠.
(٥) المبسوط ٢/ ٩٢ ؛ تذكرة الفقهاء ١٦٨/١٠.
(٦) المبسوط ٢/ ١٧٥؛ تحرير الأحكام ٢/ ٤١٨؛ الحدائق الناضرة ٢٠/ ٩.
مومِیاِیِی
مومِیاِیِی: قِیر طبِیعِی / ماده اِی براِی نگهدارِی و ماندگارِی جسد.
مومِیاِیِی به معناِی نخست که قِیر طبِیعِی (←قِیر)، زفت رومِی و قِیر معدنِی نِیز نامِیده مِیشود، عبارت است از ماده اِی قهوه اِی ِیا سِیاه رنگ و نِیمه جامد که در نتِیجه اکسِیده شدن هِیدرو کربورهاِی نفتِی در شکافها و شکست هاِی طبقات زمِین واقع شده در مجاورت ذخاِیر نفتِی زِیر زمِینِی ِیافت مِی شود. مومِیا در حقِیقت ِیک نوع قِیر طبِیعِی است که بِیشتر با شن و خاک آمِیخته است.(١) اِین عنوان به مناسبت در بابهاِی صلات و خمس آمده است.
مومِیاِیِی از معادن آشکار و محکوم به احکام آن است. بنابر اِین، با حِیازت تملک پذِیر(٢) و در صورت رسِیدن به حدّ نصاب، پرداخت خمس آن واجب است (٣) (←معدن).