فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٢٧
اگر کسِی در مکان غصبِی باشد، باِید فورِی از آنجا خارج شود و در وسعت وقت، واجب است نماز را در بِیرون زمِین غصبِی بخواند؛ لِیکن در ضِیق وقت، باِید نماز را در حال خروج از مکان غصبِی بخواند و رکوع و سجودش را با اشاره انجام دهد. در اِینکه واجب است قضاِی آن را نِیز به جا آورد ِیا نه، گفته اند: اگر ورودش به مکان غصبِی از روِی جهل ِیا فراموشِی ِیا به گمان مأذون بودن از طرف مالک باشد، سپس کشف خلاف شده باشد، قضا لازم نِیست؛ اما اگر از روِی علم و عمد بوده و توبه نِیز نکرده باشد، قضا واجب است. در صورت توبه، آِیا قضا واجب است ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است. (١٤)
کسِی که از روِی اضطرار ناگزِیر از نماز خواندن در مکان غصبِی است، مانند کسِی که در مکان غصبِی زندانِی است، همچون شخص مختار، نماز را اِیستاده و با رکوع و سجود به جا مِی آورد، مگر آنکه نماز خواندن او موجب تصرفِی افزون بر بودن در آن مکان به نحو متعارف گردد، که در اِین صورت، نماز را با ترک آن زِیادِی در حد امکان به جا مِی آورد. (١٥)
ب. استقرار: مکان نمازگزار در نمازهاِی واجب، در حال اختِیار باِید ساکن و بدون حرکت باشد. آِیا اِین شرط، مستقل و رعاِیت آن، همچون دِیگر شراِیط و واجبات نماز واجب است ِیا آنکه شرطِی مستقل نِیست و رعاِیت آن براِی به جا آوردن واجباتِی که متوقف بر آن است، همچون طمأنِینه هنگام قرائت، ذکر و افعال واجب نماز، اِیستادن و رو به قبله بودن، لازم است، و با امکان انجام دادن آن واجبات بدون استقرار، رعاِیت استقرار واجب نخواهد بود؟ مسئله اختلافِی است. برخِی قائل به استقلال استقرار شده اند؛ (١٦) لِیکن برخِی دِیگر آن را شرطِی مستقل ندانسته اند. (١٧)
ج. در معرض عدم امکان اتمام نماز نباشد: از دِیگر شراِیط مکان نمازگزار، بنابر قول برخِی اِین است که در معرض عدم امکان اتمام نماز نباشد؛ بدِین که اطمِینان به تمام کردن نماز در آنجا وجود داشته باشد. بنابر اِین، آغاز به