فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٦١
٢. اگر کسِی به مالک برده بگوِید: «برده ات را از طرف من آزاد کن» و مالک بگوِید: «از طرف تو آزاد کردم»، عتق صحِیح است، با اِینکه عتق تنها در ملک صحِیح مِیباشد و کسِی که برده از جانب او آزاد شده، قبل از عتق مالک نبوده است. در بِیان صحت عتق گفته اند: با گفتن مالک برده «اِین برده را از طرف تو آزاد کردم»، ملکِیت برده ِیک لحظه به کسِی که برده از جانب او آزاد شده، منتقل مِی شود، سپس (فورِی) آزاد مِیگردد. (٢)
و نِیز چنانچه کسِی برده اِی را که نمِی تواند مالک آن گردد، بخرد مانند پدر ِیا مادر خود، بلافاصله پس از خرِیدن برده به طور قهرِی آزاد مِیشود؛ با اِینکه آزادِی برده از سوِی خرِیدار، متوقف بر ملکِیت او است. در توجِیه صحت آزادِی چنِین برده اِی گفته اند: پس از خرِید برده، او براِی ِیک لحظه به ملک خرِیدار منتقل، سپس آزاد مِی شود. (٣)
٣. چنانچه کالاِی فروخته شده قبل از تحوِیل آن به خرِیدار، تلف شود، بر اساس قاعده تلف قبل از قبض (←قاعده تلف قبل از قبض)، تلف از مال فروشنده خواهد بود و او ضامن است و باِید خسارت را جبران کند؛ با آنکه کالا پس از فروخته شدن به ملک خرِیدار منتقل شده است و بر اساس آن باِید تلف از جِیب خرِیدار رفته باشد و ضمانِی متوجه فروشنده نباشد. در توجِیه آن گفته اند: قبل از تلف شدن کالا، معامله برهم مِیخورد و کالا ِیک لحظه به ملک فروشنده در مِیآِید و در نتِیجه تلف از مال او به شمار مِیرود.(٤)
(←ملکِیت)
(١) القواعد الفقهية (بجنوردى ٢/ ٨١.
(٢) مسالک الافهام ١٠/ ٥٧ - ٥٨ ؛ مصباح الفقاهة ٧/ ٤٥٧ – ٤٥٨.
(٣) القواعد الفقهية (بجنوردِی) ٢/ ٨٢.
(٤) ٨١.
ملکِیت اختِیارِی ← ملکِیت
ملکِیت اعتبارِی
ملکِیت اعتبارِی: از اقسام ملکِیت
ملکِیت اعتبارِی، سلطنتِی است که عقلا يا شارع مقدس آن را براِی مالک، اعتبار کرده اند (←ملکِیت). بنابر اِین،