فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٣
حکم: چنانچه آب چاه به سبب نجاستِی، رنگ، بو ِیا مزه آن تغِیِیر کند، نجس مِی شود؛ لِیکن در صورت عدم تغِیِیر، در نجس شدن آن به صرف ملاقات با نجاست، اختلاف است. مشهور مِیان قدما، نجاست آب چاه به صرف ملاقات با نجاست است؛(٢) بلکه اجماع قدما بر آن نقل شده است؛(٣) لِیکن مشهور مِیان متأخران، عدم نجاست است. (٤)
بنابر قول نخست، کشِیدن آب چاه به اندازه تعِیِین شده در شرع مقدس در هر ِیک از نجاستهاِی مختلف، براِی تطهِیر آب چاه واجب خواهد بود؛ اما بنابر قول دوم، در استحباب ِیا وجوب تعبدِی نزح به مقدار تعِیِین شده اختلاف است. مشهور، حکم به استحباب کرده اند. (٥) برخِی قائل به وجوب آن از روِی تعبد شده اند. (٦)
تطهِیر از راه غِیر نزح: آِیا تنها راه تطهِیر آب چاه نجس، نزح است ِیا از راههاِی دِیگرِی، همچون رِیختن آب به اندازه کر در چاه ِیا اتصال آب چاه به آب كثِیر ِیا جارِی، نِیز تطهِیر پذِیر است؟ مسئله محل اختلاف مِیباشد. برخِی قول اول(٧) و برخِی دِیگر قول دوم(٨) را برگزِیده اند. قول دوم به اکثر نسبت داده شده است.(٩)
اندازه هاِی نزح: مقدار کشِیدن آب چاه بر حسب نجاسات، متفاوت است که در ذِیل به اختصار اشاره مِیشود.
١. کشِیدن تمامِی آب چاه، در صورت ملاقات آن با نجاسات زِیر: ماِیع مست کننده؛ فقاع (←فقاع)؛ منِیّ؛ خون حِیض، نفاس ِیا استحاضه بنابر مشهور و مردن شتر ِیا گاو نر در چاه.
در صورت عدم امکان ِیا دشوار بودن کشِیدن همه آب چاه در موارد ِیاد شده، آب چاه توسط چهار مرد از طلوع فجر تا غروب آفتاب کشِیده مِیشود (←تراوح)
٢. کشِیدن به اندازه کرّ (←آب کرّ) در صورت مردن اسب، قاطر و الاغ در چاه.
٣. کشِیدن هفتاد دلو آب در صورت مردن انسان درون چاه.
٤. کشِیدن پنجاه دلو در صورت افتادن و پراکنده شدن اجزاِی مدفوع انسان در آب و ِیا رِیختن خونِی زِیاد در آن، مانند خون گوسفند ذبح شده.