فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٢
(١) وسائل الشيعة ٣٢٨/٢٤.
(٢) مستند الشيعة ١٥/ ٢٥٦.
(٣) وسائل الشيعة ٢٤ / ٣٢٧ ؛ مهذب الاحكام ٢٣/ ١٩٧.
ناِی
ناِی: مجراِی اصلِی عبور هوا در دستگاه تنفس، بِین حنجره و رِیه(١) / سازِی بادِی، مانند بوق ِیا شِیپور (←موسِیقِی).
از آن به مناسبت در باب صِید و ذباحه نام برده اند.
در ذبح حيوان، علاوه بر برِیدن دو شاهرگ، برِیدن ناِی -که در فقه به حلقوم تعبِیر شده ـ نِیز واجب است (٢) (←گلو).
(←نِی)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لغت نامه دهخدا واژۀ «ناِی».
(٢) شرائع الاسلام ٤/ ٧٣٩ ؛ مجمع الفائدة ١١/ ٩٥ ؛ مسالك الافهام ١١/ ٤٧٣.
ناِیابِی
ناِیابِی: کم ِیاب بودن.
از احکام آن در بابهاِی طهارت، زکات، خمس، حج و تجارت سخن گفته اند. به جا آوردن غسل جمعه در روز پنج شنبه براِی کسِی که بِیم عدم دسترسِی به آب در روز جمعه را دارد، جاِیز است(١) (←غسل جمعه).
نقل زکات و خمس به شهرِی دِیگر در صورت ِیافت نشدن مستحق، جاِیز است. (٢)
در صورت بِیم عدم دسترسِی به آب در مِیقات، به جا آوردن غسل احرام (←غسل احرام) پِیش از مِیقات جاِیز است.(٣) در صورت اشتغال ذمه کسِی با ِیکِی از اسباب ضمان، به مال مثلِی (←مثلِی)، براِی برِی شدن ذمّه، مثل آن پرداخت مِی شود و چنانچه مثل ِیافت نشود، پرداخت قِیمت آن واجب است و بنابر مشهور، ملاک قِیمت زمان پرداخت است. (٤)
در معامله سلف (←سلف)، باِید کالاِی مورد معامله، با ذکر اوصاف آن، مشخص و معلوم شود؛ لِیکن ذکر اوصاف نباِید در حدِی باشد که منجر به ناِیابِی آن کالا گردد.(٥)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) جواهر الكلام ٥/ ١٥.
(٢) الدروس الشرعية ١/ ٢٦٢ ؛ الحدائق الناضرة ٣٨٦/١٢.
(٣) العروة الوثقى ٦٥٣/٤.
(٤) كتاب المكاسب ٣/ ٢٢٧ – ٢٣٠.
(٥) جواهر الكلام ٢٤/ ٢٨٠ – ٢٨١.