فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٢
منحه
مِنحَه: گوسفند عارِیه داده شده براِی استفاده از شِیر آن.
منحه در لغت عبارت است از شتر ِیا گوسفندِی که صاحبش آن را به دِیگرِی براِی استفاده از شِیر آن در مدتِی معِین عارِیه مِی دهد؛ سپس به صاحبش بازگردانده مِی شود.(١) برخِی گاو را نِیز به آن دو افزوده اند.(٢) برخِی دِیگر از لغوِیان منحه را از جهت قلمرو استفاده، تعميم داده و گفته اند: همچنِین است هر گاه حِیوان را براِی استفاده از پشم و کرکش عارِیه دهد، سپس به صاحبش برگردانده شود. اِین حِیوان نِیز منحه نامِیده مِی شود؛(٣) لِیکن در کلمات فقها، منحه بر گوسفندِی که براِی استفاده از شِیرش عارِیه داده شده، تعرِیف گشته است؛ (٤) هرچند برخِی حکم منحه را به غِیر گوسفند از چارپاِیان(٥) و نِیز غِیر شِیر از پشم و مو تعمِیم داده اند. (٦)
منشأ ورود عنوان منحه در فقه، حدِیث نبوِی از طرِیق عامه است که فرمود: «العاريَةُ مُؤَدَاةٌ و المنحَةُ مَردودَةٌ؛(٧) عارِیه بازپرداخت و منحه بازگردانده مِیشود». از احکام آن در باب عارِیه سخن گفته اند.
هر مالِی که استفاده از آن مستلزم تلف شدن عِین آن نِیست و با استفاده، عِین آن باقِی مِیماند، مانند زِیور آلات، لباس و ظروف، عارِیه دادن آن صحِیح است؛ از اِین رو، گفته اند: هر مالِی که اجاره دادن آن صحِیح است، عــارِیه دادنش نِیز صحِیح مِیباشد، بر اِین اساس، عارِیه و اجاره دادن خوردنِیها و آشامِیدنِیها صحِیح نِیست و مورد عارِیه (←عارِیه) و اجاره (←اجاره) باِید منفعت باشد نه عِین؛(٨) لِیکن منحه را از اِین حکم استثنا کرده و گفته اند: اجاره دادن آن صحِیح نِیست؛ اما عارِیه دادنش صحيح است؛ هر چند استفاده از آن مستلزم اتلاف آن است؛ چه اِینکه در منحه هدف از عارِیه دادن حِیوان، شِیر آن است و شِیر عين است نه منفعت و با استفاده از بِین مِی رود.