فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٩
نبوت در کنار توحِید و معاد از اصول اعتقادِی و از ضرورِیات همه ادِیان آسمانِی است؛ چه اِینکه هر آِیِین آسمانِی اِی از سوِی پِیامبرِی به امر خداِی تعالِی تشرِیع شده است و انکار نبوّت، انکار همه شرِیعتها و آِیِینهاِی آسمانِی است؛ بلکه در حقِیقت، به انکار خداوند باز مِیگردد؛ زِیرا انکار نبوت مستلزم اهمال و پوچِی خلقت و خلق است و اِینکه در آفرِینش اِین جهان، هدف و غاِیتِی وجود ندارد؛ از اِین رو، نبوّت از اصول دِین به شمار مِیرود و اقرار به آن واجب و انکار آن موجب کفر (← كفر) است؛ چنان که انکار نبوت از سوِی مسلمانِی، موجب ارتداد (←ارتداد) وِی خواهد شد.
اقرار به نبوّت همه انبيا عليهم السلام واجب و انکار نبوت ِیکِی از آنان که نبوتش معلوم و ثابت مِیباشد، موجب کفر است. بنابر اِین، انکار نبوت حضرت محمد صلى الله عليه و آله، موجب كفر است و چنانچه مسلمانِی منکر آن شود، مرتد مِیگردد. (٢)
(١) المفردات (راغب) تاج العروس و مجمع البحرين واژة «نبأ».
(٢) المقنعة ٣٠ ؛ جواهر الکلام ٤١/ ٦٠٠ - ٦٠١ ؛ اسس الحدود و التعزيرات / ٤٠٩.
نَبِی اسلام ← پِیامبر اسلام
نبِیذ
نبِیذ: ماِیع گرفته شده از خرما.
نبِیذ از رِیشه «نَبذ» به معناِی انداختن، در لغت و فقه در دو معنا به کار رفته است:
(١) معناِی خاص که عبارت است از نوشِیدنِی بر گرفته شده از خرما ِیا کشمش؛ بدِین گونه که خرما ِیا کشمش به آب افزوده مِی شود تا شِیرِینِی آن جذب گردد. پس از جدا کردن آن از آب، به نوشِیدنِی حاصل از آن نبِیذ گوِیند.
(٢) معناِی عام که عبارت است از هر نوشِیدنِی حاصل از افزودن خرما، کشمش، عسل، گندم، جو و غِیر آن به آب.(١) از آن در باب اطعمه و اشربه نام برده اند.
به طور کلِی، نبِیذ اگر به حد مست کنندگِی نرسد، حلال و چنانچه به آن حد برسد حرام است(٢) (← خمر).