فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٢٩
معاوضه
مُعاوَضَه: عقدِی که قوام دو طرف آن به مال است.
مقصود از مال در شناسه اعم از عِین خارجِی و منفعت و حق است. معاوضه به معناِی ِیاد شده، معاوضه محض نِیز نامِیده مِی شود و گسترۀ آن بِیع، اجاره، صلح و غِیر آنها از عقودِی که قوام دو طرف آن به مال است، را در بر مِیگِیرد.(١)
معاوضه اطلاق دِیگرِی نِیز دارد که اعم از معاوضه محض مِیباشد و هر آنچه را که مشتمل بر دو طرف است؛ خواه هر دو طرف مال باشد ِیا تنها ِیک طرف مال باشد، دربر مِی گِیرد، مانند نکاح به اعتبار اشتمال آن بر مَهر و خُلع که زوجه در آن، مالِی را در ازاِی طلاق به زوج مِی پردازد (← خلع)، و نِیز مصالحه با قاتل در قتل عمد بر مالِی. قسم اخِیر شبه معاوضه ِیا عقودِی که شائبه معاوضه در آن است نِیز نامِیده شده اند. (٢)
(١) مسالك الافهام ١/ ٣٩٩ ؛ غاية المراد (حاشية الارشاد) ٢/ ٢٠٥ و ٢١٣ ؛ مجمع الفائدة ٩/ ٢٦٢ ؛ جواهر الکلام ٢٥/ ٢٩٩ و ٣٣/ ١٧ و ٣٢ - ٣٣.
(٢) مسالك الافهام ١/ ٣٩٩ ؛ غاية المراد (حاشية الارشاد) ٢/ ٢٠٥ و ٢١٣ ؛ مجمع الفائدة ٩/ ٢٦٢ ؛ جواهر الکلام ٢٥/ ٢٩٩ و ٣٣/ ١٧ و ٣٢ - ٣٣.
معاوَضه محض ← معاوضه
معاونت ← اعانت
معاهد
مُعاهَد [= مُستأمَن]: كافر حربيِ امان داده شده.
عنوان معاهد به کافرِی اطلاق مِیشود که مِیان او و مسلمانان پِیمان امان -و نه ذمه - بسته شده باشد (١) (←امان).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كتاب السرائر ١/ ٤٧٤؛ تذكرة الفقهاء ٩/ ٣٢٢.
معاهده
مُعاهَدَه: پِیمان بستن با خدا بر انجام دادن ِیا ترک کارِی(← عهد)/ پِیمان آتش بس (←آتش بس) / توافق (←توافق).
معاِینه
معاِیَنَه: بررسِی و وارسِی بدن براِی تأِیِید سلامت ِیا تشخِیص بِیمارِی (←پزشکِی)/ چِیزِی را با چشم دِیدن (←دِیدن).
معبد
مَعبَد: پرستشگاه.