فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٢
در موارد مشابه از قبِیل ترنجبِین و شِیرخشت نِیز جرِیان مِیِیابد؛ زِیرا عنوان اکتساب بر آنها صادق است و احتمال مِی رود ذکر من در کلمات برخِی قدما به عنوان آنچه خمس در آن واجب است نِیز از باب مثال باشد.(٢)
من به معناِی دوم در قرآن کرِیم آمده است(٣) و از آن در باب جهاد نام برده اند و کناِیه از آزاد کردن اسِیر است که جنبه احسان و نِیکِی به او را دارد.(٤)
بنابر مشهور -که ادعاِی اجماع نِیز بر آن شده- نِیروِیِی از دشمن کافر که پس از پاِیان جنگ اسِیر شده است، کشته نمِیشود و امام علِیه السّلام يا ناِیب وِی مِیان منّ؛ ِیعنِی آزاد کردن وِی بدون گرفتن مال ِیا در ازاِی گرفتن مال(← فدِیه) و بـِیـن بـه بردگِی گرفتن او مخِیر است.(٥)
(١) تاج العروس و لسان العرب، واژه «من».
(٢) المبسوط ١/ ٢٣٧ ؛ مختلف الشيعة ٣/ ٣١٥ ؛ البيان / ٣٤٩ ؛ الحدائق الناضرة ١٢/ ٣٥٤ - ٣٥٥ ؛ غنائم الايام ٤/ ٣٢٠؛ كشف الغطاء ٤/ ٢٠٨.
(٣) محمد /٤.
(٤) مسالك الافهام (کاظمِی) ٣٣٥/٢.
(٥) جواهر الکلام ٢١/ ١٢٦ - ١٢٧.
من اَتلَفَ؛ قاعده ← قاعده اتلاف
مُنابَذَه ← بيع منابذه
منابع فقه ← ادلّه اربع
مناجات ← دعا
منارتان
مَنارتان: دو مناره مِیان کوه صفا و مروه.
از منارتان به مابِین مناره تا زقاق العطّارين (کوچه عطر فروشان) نِیز تعبِیر کرده اند؛(١) زِیرا ِیکِی از دو مناره کنار کوچه ِیاد شده بوده است. (٢) مناره نخست، منارة باب على عليه السّلام نامِیده مِی شود.(٣) البته امروزه از مناره ها اثرِی نِیست و اِین محدوده با چراغهاِی سبز در سقف مسعِی علامت گذارِی شده است. اِین عنوان به مناسبت در باب حج آمده است.
به قول مشهور، هنگام سعِی مِیان صفا و مروه (← سعِی)، در حد فاصل مِیان دو مناره، هروله (← هروله) براِی مردان مستحب است. (٤)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) المراسم العلوية / ١١١.
(٢) مستند الشيعة ١٢/ ١٧١.
(٣) کشف اللثام ٦/ ١٦.
(٤) الوسيلة/ ١٧٥ ؛ مختلف الشيعة ٤/ ٢١٤ ؛ هداية الامة ٥/ ٣٤٧.