فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٧
سجده بر مومِیاِیِی صحِیح نِیست. (٤)
مومِیاِیِی به معناِی دوم، ماده اِی بود که براِی حفظ اجساد مردگان از فساد و تعفن و ماندگارِی آنها براِی مدت طولانِی به کار مِیفت؛ بدِین گونه که امعا و احشاِی درونِی را خارج و جسد را با موادِی آغشته مِیکردند.(٥) اِین عمل در مـصـر باستان رواج داشت. از مومِیاِیِی به اِین معنا در استفتائات نام برده شده است. مومِیاِیِی کردن جسد مردگان و نگهدارِی آن جاِیز نِیست(٦) و موجب تعزِیر است. (٧)
(١) لغت نامه دهخدا و فرهنگ بزرگ سخن، واژه «مومِیا» و «مومِیاِیِی».
(٢) تحرير الأحکام ٤/ ٤٩١ ؛ قواعد الأحكام ٢/ ٢٧١.
(٣) إصباح الشيعة / ١٢٦.
(٤) مصابيح الظلام ٨/ ٢٧ – ٢٨.
(٥) لغت نامه دهخدا، واژه «مومِیا».
(٦) استفتائات جدِید (تبرِیزِی) ١/ ٦٤ - ٦٥ و ٤٧٤.
(٧) الفتاوى الجديدة (مكارم) ٢/ ٤٣.
موِیز ← کشمش
موِی مصنوعِی ← کلاه گِیس
مهاجرت ← هجرت
مُهادَنَه ← آتش بس
مهاِیات
مُهاِیات: تقسِیم منفعت عِین مشترک مِیان شركا.
مهاِیات از رِیشه «هِیأ» به کارِی که گروهِی بر آن توافق و اعلام آمادگِی کنند، گفته مِی شود؛ لِیکن مقصود از آن در اصطلاح فقه، تقسِیم منفعت عِین مشترک مِیان شرکا بر حسب اجزا ِیا زمان است. اول، مانند سکونت شرِیکِی در بخشِی از خانه، همچون طبقه بالا و شرِیک دِیگر در بخشِی دِیگر، همچون طبقه پاِیِین، و دوم مانند سکونت شرِیکِی در خانه به مدت ِیک سال و پس از آن، سکونت شرِیک دِیگر به مدت ِیک سال.(١)
برخِی گفته اند: حقِیقت مهاِیات، توافق دو ِیا چند شرِیک بر تقسِیم منفعت مِیان خود بر حسب سهمشان در مال مشترک است.(٢) از احکام آن در باب شرکت و مکاتبه سخن گفته اند.
حکم: مهاِیات از قراردها و معاملات جاِیز است؛ لِیکن لازم (لازم الوفاء) نِیست؛ از اِین رو، چنانچه ِیکِی از دو شرِیک از دِیگرِی درخواست مهاِیات کند،