فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٠
و ِیا کفارة ظهار (← ظهار) -که عبارت است از آزاد کردن برده و در صورت ناتوانِی از آن دو ماه روزه و در صورت عجز از آن، اطعام شصت فقير ـ مسئله اختلافِی است. (٣٧)
کفاره ازاله مو از بدن از روِی عمد براِی مُحرم -جز موهاِی زِیر بغل ـ ِیک گوسفند و ِیا اطعام ده فقِیر؛ هر کدام ِیک مُدّ (← مُدّ) و بنابر قولِی، شش فقِیر، هـر کدام دو مد و ِیا سه روز روزه است.(٣٨) برخِی قدما تنها گوسفند را به عنوان کفاره ذکر کرده اند. (٣٩) بعضِی، تخِیِیر مِیان سه مورد ِیاد شده را در فرض عذر دانسته و در فرض معذور نبودن، کفاره آن را تنها ِیک گوسفند دانسته اند. (٤٠)
کفّاره ازاله موهاِی زِیر بغل؛ دو طرف، ِیک گوسفند و ِیک طرف، اطعام سه فقِیر است (٤١)(← کفّاره).
چنانچه در حال احرام بر اثر کشِیدن دست بر سر و صورت، موِیِی کنده شود، کفاره آن ِیک کف طعام است که به فقِیر داده مِی شود. (٤٢)
قصاص و دِیات: چنانچه بر اثر جناِیت، موهاِی سر ِیا محاسن فردِی از بِین برود، مانند اِینکه اسِید ِیا آب جوش بر سر و صورت او برِیزند و موهاِیش از بِین برود، در صورت عمدِی بودن جناِیت، بعضِی گفته اند: اگر موها دوباره روِیِیده نشود، قصاص ثابت است. در غِیر اِین صورت، قصاص منتفِی است. (٤٣) بعضِی دِیگر گفته اند: در هر دو فرض (روِیِیدن و نروِیِیدن دوباره موها) با امکان قصاص، قصاص ثابت مِیشود. (٤٤) برخِی نِیز در هر دو فرض قصاص را ثابت ندانسته و دِیه را ثابت دانسته اند.(٤٥)
بعضِی تفصِیل داده و گفته اند: اگر تنها موها آسِیب دِیده و رستنگاه سالم باشد، قصاص ثابت است؛ اما اگر رستنگاه نِیز آسِیب دِیده باشد، با امکان قصاص، قصاص مِیشود و با عدم امکان، به دِیه منتقل مِی گردد. (٤٦)
در صورت غِیر عمدِی بودن جناِیت، دِیه ثابت مِیشود و بنابر قول مشهور، در موهاِی سرِ مرد و رِیش وِی؛ کم باشد ِیا زِیاد، دِیه کامل ِیک مرد ثابت مِیگردد. (٤٧)