فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٨٧
٢. مفهوم مساوات: در موارد تصرِیح علت حکم در منطوق، مفهومِی که از ناحية وجود ملاک و علت حکم در آن، از منطوق استفاده مِیشود، مفهوم مساوات نام دارد، مانند اِین گفته مولا «لا تشرب الخمر لأنَّهُ مُسكِرٌ ؛ شراب مخور، زِیرا مست کننده است». از اِین منطوق، حرمت ساِیر مست کننده ها، مانند نبِیذ (← نبِیذ) نِیز -به دلِیل وجود علت حکم که در منطوق به آن تصرِیح شده است (لانه مُسکر) - استفاده مِیشود.(٣)
(←مفهوم)
(١) اسراء / ٣٣.
(٢) أصول الفقه ١/ ١٠٣ - ١٠٤ و ٢/ ١٧٨ ؛ هداية الأبرار / ٢٧٢.
(٣) أنوار الأصول ٢/ ١٣٧ ؛ دراسات في علم الأصول ٢/ ٢٩٤.
مفهوم وصف
مفهوم وصف: از اقسام مفهوم مخالف.
مفهوم وصف که مفهوم قِید نِیز نامِیده مِی شود،(١) عبارت است از منتفِی شدن سنخ و طبِیعت حکم ثابت در منطوق از موضوع آن، با فقدان وصف،(٢) مانند منتفِی شدن سنخ وجوب احترام ثابت براِی رجل عالم از رجل جاهل در جمله «أكرم رجلاً عالماً».
مقصود از وصف، مطلق قِیدِی است که در کلام آورده مِی شود؛ خواه صفت نحوِی -که تابع موصوف است ـ باشد ِیا صفت اصولِی؛ ِیعنِی مشتق ِیا غِیر آن، از اِین رو، عنوان وصف شامل قِیود زمانِی و مکانِی مِیشود.(٣) از اِین عنوان در اصول فقه، مبحث الفاظ سخن گفته اند.
محل نزاع: وصف گاهِی همراه موصوف در کلام ذکر مِیشود. در اِین صورت موصوف رکن کلام و وصف، قِیدِی زاِید در کلام خواهد بود، مانند «أكرِمِ الرَّجُلَ العالم»، و گاه بدون موصوف به کار مِیرود، مانند «أكرم العالم». در اِین صورت وصف، رکن کلام خواهد بود.
برخِی محل نزاع در داشتن ِیا نداشتن مفهوم براِی وصف را به صورت نخست اختصاص داده و صورت دوم را خارج از محل نزاع دانسته و گفته اند: اِین صورت بدون هِیچ تردِیدِی مفهوم ندارد؛(٤) لِیکن برخِی دِیگر، هر دو صورت را محل نزاع دانسته اند. (٥)