فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٢
از شغلهاِی مکروه، رِیخته گرِی نقره و طلا است(٣) (←رِیخته گرِی).
در مساقات(← مساقات)، شرط مقدارِی از نقره ِیا طلا بر عامل، علاوه بر سهم توافق شده، بر مالک مکروه است. (٤) مال عارِیه داده شده نزد عارِیه گِیرنده امانت است. بنابر اِین، در صورت تلف، ضامن نخواهد بود، مگر آنکه در نگهدارِی آن کوتاهِی ِیا بِیش از حد مجاز از آن استفاده کرده باشد و ِیا عارِیه دهنده شرط ضمان کرده باشد. طلا و نقره از اِین حکم استثنا شده و عارِیه گِیرنده آن دو مطلقا ضامن است(٥) (←عاريه).
مستحب است در هفتمِین روز ولادت، سر نوزاد تراشِیده و هم وزن موِی آن، نقره ِیا طلا (←طلا) صدقه داده شود.(٦)
(١) مسالك الافهام ١٢/ ١٨٨.
(٢) جواهر الکلام ٢٤/ ١٤.
(٣) تحرير الأحكام ٢/ ٢٦٧ ؛ الحدائق الناضرة ١٨/ ٢٢٤- ٢٢٥.
(٤) مسالك الافهام ٥/ ٥٥.
(٥) جواهر الکلام ٢٧/ ١٨٣ – ١٨٤.
(٦) ٣١/ ٢٥٧-٢٥٨.
نقش ← تصوِیر
نقص عضو
نَقص عضو: فقدان ِیا نارساِیِی برخِی اندامها.
از آن در باب صلات، تجارت، اجاره، عتق، قصاص، دِیات و نِیز مسائل مستحدثه سخن گفته اند.
صلات: چنانچه مکلف بر اثر نقص عضو قادر به انجام دادن بعض ارکان ِیا افعال واجب نماز نباشد، آِیا مِی تواند عهده دار امامت اشخاص سالم (←سلامتِی) باشد؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی امامت ناتوان از به جا آوردن بعض ارکان، همچون رکوع و سجود را براِی اشخاص سالم و قادر بر انجام دادن آن، صحِیح ندانسته اند، همچنِین اگر مقدورِ امام و مأموم مختلف باشد، مانند اِینکه امام قادر بر رکوع و عاجز از سجود و مأموم به عکس آن باشد، در اِین صورت نِیز امامت ِیکِی براِی دِیگرِی جاِیز نِیست.(١) برخِی حکم ِیاد شده (عدم جواز امامت) را به ناتوان از به جا آوردن افعال واجب غِیر رکنِی نِیز تعمِیم داده و گفته اند: