فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٣
اگر مردِی با زنِی بر کتاب خدا و سنت پِیامبر صلِی الله علِیه و آله ازدواج کند و مهرِی تعِیِین نشود، مهر زن، مهر السنه خواهد بود.(٨)
(١) المقنع / ٣٠٢ ؛ الكافى فى الفقه / ٢٩٣ ؛ مسالک الافهام ٨/ ١٩٩ و ٢١٨.
(٢) استفتائات (بهجت) ٤/ ٣٦؛ استفتائات جديد (مکارم) ١/ ٢١٣ – ٢١٤.
(٣) الكافي في الفقه / ٢٩٣؛ غنية النزوع / ٣٤٨ ؛ الروضة البهية ٥/ ٣٤٤.
(٤) جواهر الكلام ٣١/ ١٣-١٦.
(٥) الإنتصار / ٢٩٢.
(٦) جواهر الکلام ٣١/ ٥٤.
(٧) مسالك الافهام ٨/ ٢١٥ - ٢١٦ ؛ جواهر الكلام ٣١/ ٦٨.
(٨) الروضة البهية ٥/ ٣٤٦ ؛ جواهر الكلام ٣١/ ٢٦.
مهر المتعه
مَهر المُتعَه: مهر عقد ازدواج موقت(١) (←ازدواج موقت).
در علم حقوق، مهر المتعه به مالِی گفته مِیشود که در صورت ازدواج بدون تعِیِین مهر و وقوع طلاق قبل از آمِیزش، مرد باِید در حد توان مالِی خود به زن بدهد.(٢) از آن، در کلمات فقها(٣) به تبعِ قرآن کرِیم،(٤)
به متعه تعبِیر شده است (←متعه).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) مسالك الافهام ٧/ ٣٦٠ ؛ جواهر الکلام ٣١/ ٢.
(٢) حقوق مدنِی (امامِی) ٤٢١/٤ ؛ مبسوط در ترمِینولوژِی حقوق ٥/ ٣٥٧٨.
(٣) فقه القرآن ٢/ ١٠٣ و ١٤٨، المؤتلف من المختلف ٢/ ١٦٠ ؛ جامع الخلاف والوفاق / ٤٤٦ – ٤٤٧.
(٤) بقره / ٢٣٦؛ احزاب / ٤٩.
مهر المثل
مهر المِثل: مهر همسانان زن نزد عرف.
در مواردِی براِی زن، مهر المثل ثابت مِیشود. مهر المثل عبارت است از مهر همسانان زن از نزدِیکان او با لحاظ صفات و وِیژگِیهاِی وِی، از قبِیل سنّ، باکره بودن، عفت، ادب، خردمندِی، ثروت، جمال، شرف خانوادگِی و دِیگر امور دخِیل در کمِیت مهر. بنابر اِین، قوام مهر المثل به دو چِیز است: ِیکِی خوِیشان زن و دِیگرِی وِیژگِیهاِی او که در کمِیت مهر دخِیل اند. (١)
برخِی نزدِیکان زن را به نزدِیکان پدرِی ِیا پدرِی و مادرِی اختصاص داده و گفته اند: در محاسبه مهر المثل، نزدِیکان مادرِی لحاظ نمِیشوند؛(٢) لِیکن مشهور، تفاوتِی مِیان نزدِیکان پدرِی و مادرِی قائل نشده اند. (٣)