فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٥٣
(١) مصباح المتهجد ١/ ١٢١.
(٢) جواهر الكلام ٤/ ٣٠٧؛ وسائل الشيعة ٣/ ١٧٣.
(٣) العروة الوثقى ٢/ ١٢٥.
(٤) جواهر الكلام ١٨/ ١٤٠.
(٥) کشف الغطاء ٤٧٧/٣؛ وسائل الشيعة ١١٤/٦.
(٦) جواهر الكلام ٧/ ٦٠؛ وسائل الشيعة ٦/ ١٣١.
(٧) جواهر الكلام ١٢/ ١٦٠.
(٨) ١٤/ ١٤٠.
(٩) ١٢/ ٢١٢.
مُعَوَّض ← عوض
مُعير ← عاريه
مُعِیل ← عيال
مغابن
مَغابِن: بِیخ بغل و رانها.
مغابن جمع مَغبِن در لغت به معناِی زِیر بغل و قسمت درونِی بالاِی ران (بِیخ ران) است.(١) از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده اند.
مالِیدن کافور بر مواضع هفتگانه (مواضع سجده) مِیت پس از غسل دادن او واجب است. علاوه بر آن، به تصرِیح جمعِی، مالِیدن کافور بر مواضع دِیگر، همچون مغابن، مستحب است.(٢) برخِی استحباب آن را ثابت ندانسته اند. (٣) (←زِیر بغل)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لسان العرب واژۀ «غبن».
(٢) مستند الشيعة ٣/ ٢٤٣؛ العروة الوثقى ٢/ ٨٠.
(٣) موسوعة الخوئي ٩/ ١٦١.
مغارسه
مُغارَسَه: قرار داد خاص مِیان صاحب زمِین و غرس کننده درختان.
مغارسه عبارت است از قراردادِی خاص مِیان دو نفر؛ با اِین مفاد که ِیکِی زمِین را در اختِیار قرار دهد و دِیگرِی در آن درخت بکارد و درختهاِی کاشته شده بر حسب قرار داد مشترک مِیان آن دو باشند؛ خواه شرط شود که بخشِی از زمِین براِی عامل (غرس کننده درختان) باشد ِیا شرط نشود. چنان که درختها مِی تواند از عامل باشد ِیا از مالک زمِین.(١) قرار داد مِیان دو نفر؛ بدِین گونه که ِیکِی در زمِین درخت بکارد، در ازاِی بخشِی از مِیوه آن نِیز مغارسه محسوب مِیشود.(٢) از آن در باب مزارعه و مساقات سخن گفته اند.
حکم: معروف مِیان فقها بطلان قرارداد مغارسه است. بر بطلان ادعاِی اجماع نِیز شده است.