فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣٢
معتاد ← مواد مخدر
معتاده
مُعتادَه: زن داراِی عادت ِیکسان.
معتاده ِیا صاحب عادت، به زنِی اطلاق مِیشود که دست کم دو ماه ِیکسان خون ببِیند. چنِین زنِی اگر هر دو ماه در وقتِی معِیّن، مانند اول ماه خون ببِیند و شمار روزهاِی آن نِیز ِیکسان باشد، مانند آنکه هر دو بار شش روز باشد، صاحب عادت وقتِیه و عددِیه نامِیده مِیشود؛ اگر تنها شمار روزها ِیکسان باشد، صاحب عادت عددِیه و اگر زمان خون دِیدن ِیکسان باشد، مثلا هر دو بار، اول هر ماه؛ ِیک بار شش و بار دِیگر هفت روز خون ببِیند، صاحب عادت وقتِیه خواهد بود.(١)
(← حِیض)
(١) الحدائق الناضرة ٢٥/ ٤١٣ ؛ العروة الوثقِی ١/ ٥٤٠-٥٤١.
معتادة العدد
مُعتادَةُ العَدد: زن داراِی عادت عددِیه (←حيض).
معتادة الوقت
مُعتادَةُ الوقت: زن داراِی عادت وقتِیه (←حيض).
معتَدَّه ← عده
معتر
مُعتَرّ: نِیازمندِی که خود را در معرض سؤال کردن قرار مِیدهد و روِی درخواست ندارد.
معتر از «عرر» گرفته شده و به گفته برخِی لغوِیان کسِی است که خود را در معرض کمک دِیگران قرار مِیدهد؛ لِیکن درخواست نمِیکند.(١) برخِی دِیگر، معتر را کسِی دانسته اند که پِیرامون انسان مِیگردد تا به او کمک شود؛ خواه توأم با درخواست باشد ِیا نباشد و «قانع» را کسِی دانسته اند که درخواست کمک کند. (٢)
در بعضِی رواِیات، معتر به کسِی که از کنار انسان مِیگذرد و درخواست کمک مِیکند ِیا گرد انسان مِیگردد براِی اِینکه به او کمک کند، تعرِیف شده است.(٣)