فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٦٨
لِیکن حد سرقت (قطع انگشتان دست) بر او جارِی نمِیگردد. (١٢)
(←مکاتبه) (← نوشتن)
(١) هداية الامة ٥/ ١٦٦.
(٢) ١٦٦ ؛ الحدائق الناضرة ٩/ ٨٢ ؛ مستند الشيعة ٧/ ٧٣.
(٣) جواهر الكلام ١١٠/١١ ؛ إرشاد السائل / ١٨٧.
(٤) هداية الامة ٥/ ١٦٦-١٦٧.
(٥) ١٦٧-١٦٨؛ روضة المتقين ١٢/ ١٣٤ – ١٣٥.
(٦) المبسوط ١/ ١٤١ و ٢٨٤ ؛ جواهر الكلام ٢٦٨/١٤.
(٧) منتهى المطلب ١٥ / ٢٥٤.
(٨) تذكرة الفقهاء ٩/ ٣٣٠.
(٩) منتهى المطلب ١٤/ ١٥٤.
(١٠) تذكرة الفقهاء ٩/ ٩٢ – ٩٣.
(١١) المبسوط ٦/ ٢٤٢ ؛ تحرير الأحكام ٤/ ٣٢٨.
(١٢) النهاية / ٧٢١ - ٧٢٢ ؛ كتاب السرائر ٣/ ٥١٢ ؛ تحرير الأحكام ٥/ ٣٨٣ - ٣٨٤.
نامه رسان ← نامه
نان
نان: خمِیر پخته شده از آرد گندم، جو و مانند آن.
از احکام آن در بابهاِیِی چون طهارت، زکات، تجارت، قرض، کفارات و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
اکرام نان و آداب آن: نان از نعمتهاِی بزرگ خداِی تعالِی است. در رواِیتِی آمده است: اگر نان نبود، ما نمِی توانستِیم روزه بگِیرِیم و نماز بگزارِیم و فرِیضه هاِی پروردگارمان را به جا آورِیم.(١)
در رواِیتِی دِیگر از امام صادق علِیه السلام به نقل از پِیامبر صلِی الله علِیه و آله آمده است: نان را اکرام کنِید؛ چه اِینکه از عرش تا زمِین و نِیز بسِیارِی از بندگان خدا در زمِین، براِی تهِیه آن کار کرده اند (٢)
(تا به شما رسِیده است).
از مصادِیق اکرام نان، خوددارِی از لگد کردن، نبرِیدن آن با کارد و مانند آن، نگذاشتن آن زِیر ظرف و منتظر نماندن براِی غِیر آن پس از گذاشتن بــر سفره است. (٣)
در رواِیات از بوِیِیدن نان نهِی شده است؛ از اِین رو، حکم به کراهت آن کرده اند. بر سفره اِی که نان و گوشت نهاده شده، آغاز کردن به نان مستحب است. (٤) کوچک گرفتن قرص (چانه) نان هنگام پختن و پاره کردن نان به سمت بالا مستحب است. (٥)
گزِینش نان جو بر نان گندم مستحب است؛ چه اِینکه نان جو غذاِی پِیامبران عليهم السّلام و نيكان معرفِی شده است. (٦)