فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٦
جواهر الکلام ٣١/ ٤٩ – ٥١.
(١٠) كفاية الأحكام ٢/ ٢٢١.
(١١) جواهر الكلام ٣١ / ١٠ - ١٣.
(١٢) قواعد الأحكام ٣/ ٧٦؛ إيضاح الفوائد ٣/ ٢٠٤ ؛ جامع المقاصد ١٣/ ٣٨٠؛ مسالک الافهام ٨/ ١٧٤.
(١٣) العروة الوثقى ٥/ ٥٣١.
(١٤) جامع عباسِی/ ٢٩٦ ؛ جامع المقاصد ٤٢٣/١٣ ؛ مقامع الفضل ١/ ٣٨١ ؛ كفاية الأحكام ٢/ ٢٢٢.
(١٥) قواعد الأحكام ٣/ ٨١؛ جامع المقاصد ١٣/ ٤٤٦ ؛ أنوار الفقاهة (نکاح) (كاشف الغطاء) ٢٢٥ – ٢٢٦.
(١٦) مبانِی تكملة المنهاج ٢/ ٢١٣ – ٢١٤.
(١٧) کتاب السرائر ٣٧٧/٣؛ شرائع الاسلام ٤/ ١٠٣٠ ؛ اللمعة الدمشقية / ٢٦١ ؛ المهذب البارع ٥/ ٣٠١ ؛ كشف اللثام ١١/ ٣٢٥-٣٢٦.
مهر المسمى
مهر المُسَمّى: مهر تعِیِین شده در عقد.
مهرِی که بر آن توافق و در عقد مشخص مِیگردد، مهر المسمى ناميده مِیشود و چنانچه در عقد مهرِی تعِیِین نگردد، زن و مرد مِی توانند بعد از عقد بر مالِی به عنوان مهر توافق کنند که اِین نِیز همچون مهرِ مشخص شده در عقد و محکوم به حکم آن است.(١) (← مهر)
(١) فقه الامام جعفر الصادق ٥/ ٢٦٦ ؛ تفصيل الشريعة (النکاح)/ ٤٣١.
مهر نسائها ← مهر المثل
مهرِیه ← مهر
مهلّ ارضه
مُهَلُّ ارضه: محل احرام بستن از سرزمِین خود.
مقصود از «مهلّ ارضه» که در رواِیتِی از امام كاظم عليه السلام آمده،(١) مِیقاتِی است که ساکنان هر سرزمِینِی از آنجا احرام مِیبندند و تلبِیه مِیگوِیند.(٢) از آن در باب حج سخن گفته اند.
بر کسِی که در مکه اقامت دارد، چنانچه بخواهد حج تمتع (← حج تمتع) به جا آورد، واجب است براِی احرام بستن از مکه خارج شود و احرام بستن در داخل مگه بدون ضرورت و عذرِی براِی او جاِیز نِیست؛ لِیکن در محل احرام بستن چنِین کسِی در خارج مکه اختلاف است. ِیکِی از دِیدگاهها در اِین مسئله، احرام بستن از «مهل ارضه» است؛ ِیعنِی مِیقاتِی که اگر از شهر خود قصد حـج داشت، در آنجا محرم مِیشد (←مِیقات).