فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١١٣
لِیکن برخِی خون داخل بدن حِیوان را نجس نمِیدانند. بنابر اِین، خروج خون هنگام ذبح، مطهِّر و رافع نجاست نِیست؛ بلکه مانع و دافع آن است.(٥٧)
١٤. کشِیدن آب از چاه: بنابر دِیدگاه مشهور مِیان قدما -که آب چاه را محکوم به حکم آب جارِی نمِی دانستند و آن را با ملاقات نجاست، نجس مِی دانستند ـ کشِیدن آب از چاه به مقدار معِین، مطهر آب چاه مِی شود؛ لِیکن مشهور متأخران، آب چاه را بر اثر ملاقات با نجاست، نجس ندانسته و کشِیدن آب از چاه را مستحب و ِیا وجوب آن را تعبدِی مِی دانند، نه به جهت نجس شدن آب چاه.(٥٨)
١٥. تِیمم بدل از غسل: به قول برخِی تِیمم بدل از غسل مِیت هنگام فقدان آب، مطهر بدن مِیت نِیز خواهد بود. (٥٩)
١٦. استبرا از منِی و بول: استبرا از منِی به بول کردن پس از خروج منِی، و از بول با کشِیدن انگشت از کنار مخرج غاِیط تا بِیخ آلت و از بِیخ آلت تا ختنه گاه پس از بول(← استبراء)، مطهر رطوبتهاِی مشتبهِی است که پس از آن خارج مِی شود؛ هر چند اطلاق مطهر در اِین مورد مسامحِی است؛ زِیرا در حقِیقت استبرا مانع از حکم به نجاست رطوبتهاِی مشتبه است؛ چون فاِیده آن، حکم ظاهرِی به پاکِی رطوبت مشتبه مِیباشد؛ چنان که در صورت استبرا نکردن، رطوبت مشتبه محکوم به نجاست خواهد بود. (٦٠)
١٧. زوال تغِیر: زوال تغِیر از آب جارِی و چاه، بلکه مطلق آب داراِی ماده و جوشش، که ِیکِی از اوصاف سه گانه؛ ِیعنِی رنگ، بو و طعم آن به نجاست، تغِیِیر ِیافته باشد، موجب پاک شدن آن مِی شود. اطلاق مطهرِیت بر زوال تغِیر نِیز مسامحِی است؛ زِیرا در حقِیقت، مطهر اتصال به ماده است نه صرف زوال تغيّر.(٦١)
١٨. غاِیب شدن مسلمان: غِیبت بدِین معنا است که اگر مسلمانِی بدن ِیا لباسش و ِیا چِیزِی دِیگر که در اختِیار او بوده، از قبِیل ظرف و فرش، نجس شده باشد، در صورتِی که غاِیب شود، با شراِیط ذِیل، حکم به پاک بودن آن مِی شود.