فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١١٦
معاد از مسلّمات و ضرورِیات همه ادِیان آسمانِی، بوِیژه دِین اسلام است و منکر آن مرتد و کافر مِی باشد(← ارتداد).
معاد، هم جسمانِی است و هم روحانِی و انکار جسمانِی بودن آن نِیز موجب کفر است. (٢)
(١) المفردات (راغب)، واژة «عود».
(٢) جواهر الفقه / ٢٥٠ ؛ مرآة العقول ٢٦/ ٣٩٤ - ٣٩٥ ؛ مصباح الفقاهة ١/ ٢٤٦.
معارج؛ سوره
مَعارِج؛ سوره [= سأل سائِل؛ سوره]: هفتادمِین سوره قرآن کرِیم.
از آن در باب صلات نام برده اند.
در حدِیثِی به زِیاد خواندن سوره معارج سفارش شده و آمده است: هرکس اِین سوره را بسِیار تلاوت کند، خداِی تعالِی در روز قِیامت از گناهانش نمِی پرسد و او را در بهشت با حضرت محمّد صلّى الله علِیه و آله و اهل بِیت آن حضرت عليهم السّلام ساکن مِیکند، إن شاء الله.(١)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كشف الغطاء ٣/ ٤٧٤ ؛ وسائل الشيعة ٦/ ٢٥٧.
معازف
مَعازِف: آلات لهو.
معازف جمع «مِعزَف» و «مِعزَفَه» است. برخِی لغوِیان به نقل از عرب آن را -برخلاف قياس - جمع «عَزف» دانسته اند. معازف به معناِی آلات لهو و لعب، همچون دف و طنبور آمده است. مِعزَف -که بعضِی لغوِیان آن را مطابق قياس، مفرد معازف ذکر کرده اند ــ نام نوعِی طنبور بوده که مردم ِیمن از آن استفاده مِیکردند.(١)
عنوان معازف در رواِیات متعدد آمده است، از جمله رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند مرا رحمت براِی جهانِیان برانگِیخت و اِینکه معازف و مزامير (سازهاِی بادِی، بوِیژه نِی) و کارهاِی جاهلِیت و بتها را از بِین ببرم و نابود سازم.(٢) در رواِیتِی دِیگر از امام صادق عليه السّلام آمده است: هنگامِی که آدم علِیه السّلام درگذشت، ابلِیس و قابِیل براِی شماتت او معازف را پدِید آوردند.(٣) (←آلات لهو)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كتاب العين لسان العرب و مصباح المنير، واژه «عزف».
(٢) الکافِی (کلِینِی) ٦/ ٣٩٦.
(٣) ٤٣١.