فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٥
لِیکن مشهور استفاده از هر عطرِی را بر مُحرم حرام و موجب ثبوت کفّاره دانسته اند. (١١)( ←عطر)
(١) فرهنگ بزرگ سخن واژه «مشک».
(٢) تذکرة الفقهاء ١٠/ ٩٣.
(٣) المختصر النافع / ١١٩ ؛ تبصرة المتعلمين / ١٢١.
(٤) معالم الدين في فقه آل ياسين ١/ ٣٤٦.
(٥) جواهر الكلام ٢٢ ٤٤٧.
(٦) جامع المقاصد ١/ ٣٨٧ ؛ جواهر الكلام ٤/ ١٨٨ - ١٨٩ ؛ مستمسک العروة ٤/ ١٩٦ – ١٩٧.
(٧) العروة الوثقى ٢/ ٨١.
(٨) وسائل الشيعة ٢/ ١٤٨ و ٢٥/ ٢١٧.
(٩) الوسيلة / ١٤٤ ؛ تحرير الأحكام ١/ ٤٧١ ؛ کشف الغطاء ٤/ ١٨.
(١٠) المقنع / ٢٣١ ؛ رسائل العشر (الجمل و العقود) (شيخ طوسِی)/ ٢٢٨.
(١١) الحدائق الناضرة ١٥/ ٤١٣؛ جواهر الکلام ١٨/ ٣١٧ و ٣٢٤.
مشکل
مُشکلٌ: از الفاظ کاربردِی در مقام بِیان حکم توسط مجتهد (← لا يخلو من اشكال) / امرِی که به جهت مشتبه ِیا مجهول بودن، تشخِیص آن دشوار باشد (←قاعده قرعه).
مشكل و إن لا يخلو من قرب
مُشكل و إنْ لا يَخلو مـن قُـربٍ: از الفاظ کاربردِی در مقام فتوا.
هرگاه مجتهد در مقام بِیان حکم مسئله اِی بگوِید: «مشكل و إن لا يخلو من قرب»، اِین تعبِیر فتوا محسوب مِی شود، نه احتِیاط لازم؛ از اِین رو، رجوع به مجتهدِی دِیگر در مسئله جاِیز نِیست.(١)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) صراط النجاة، ٧/ ٤٥ – ٤٦.
مَشکوک ← شک
مَشلول ← شلِی
مشمّس
مُشَمَّس: آب گرم شده بر اثر تابِیدن خورشِید.
مشورت
مشورت: نظر خواهِی در کارِی.
مشورت عبارت است از رجوع انسان به دِیگرِی براِی نظر خواهِی از او درباره کارِی که مِی خواهد انجام دهد.(١) از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند.
حکم: مشورت کردن در کارها، مستحب و در رواِیات بر آن تأکِید فراوان شده است.