فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١٨
نکول در موارد تداعِی: در مواردِی که هر ِیک از دو طرف دعوا، مدعِی و منکر به شمار مِیروند، مانند مالِی که دو تا مدعِی دارد و هر ِیک مدعِی مالکِیت همه مال و دِیگرِی منکر آن است، در صورتِی که هِیچ کدام بر ادعاِی خود بِینه نداشته باشد، بنابر قول مشهور، هر کدام باِید بر نفِی ادعاِی طرف دِیگر قسم بخورد و اگر ِیکِی از قسم خوردن خوددارِی کند، مال به آن که قسم خورده، داده مِیشود و چنانچه هر دو از قسم خوردن نکول کنند، مال به تساوِی تقسِیم مِی شود (←تداعِی).
خوددارِی از تغلِیظ: تغلِیظ در قسم بر حاکم مستحب است؛ لِیکن متهم بر آن وادار نمِی شود و در صورت خوددارِی از تغلِیظ در قسم، حکم به نکول نمِی شود (← تغلِیظ). (←قاعدة النكول ليس حجّة على الناكل)
(١) جواهر الکلام ٤٠/ ١٨٢- ١٨٩.
(٢) ٢٠٧ – ٢١٠.
(٣) ١٨٩ – ١٩٠.
(٤) غاية المرام ٤/ ٢٣٩ ؛ جواهر الكلام ٤٠/ ١٨٠ – ١٨١.
نگاه
نگاه نگرِیستن؛ دِیدن؛ نظر.
نگاه که به عربِی «نظر» نامِیده مِیشود، با «رؤِیت» تفاوت دارد. رؤِیت به لحاظ کاربرد آن در آِیات و رواِیات، اعم از رؤِیت با چشم سر و آنچه به منزله چشم است، از قبِیل وهم و خِیال، فكر، عقل و دل مِیباشد؛(١) لِیکن نظر نزد عموم، بِیشتر در معناِی دِیدن با چشم سر به کار مِی رود؛ هرچند در معناِی دِیدن با دل نِیز -که از آن به بصِیرت تعبِیر مِی شود- کاربرد دارد؛ چنان که به معناِی تأمل در چِیزِی و فحص از آن و نِیز معرفت حاصل از آن دو نِیز آمده است. (٢)
نگاه به معناِی نظر کردن و نگرِیستن به چِیزِی با چشم، در فقه، در ابواب مختلف، همچون طهارت، صلات، صوم، اعتکاف حج، تجارت، نکاح کفارات، صِید و ذباحه، قضاء و حدود، موضوع احکامِی قرار گرفته است. (٣)
حکم و اقسام: نگاه به لحاظ آنچه بدان نگاه مِیشود ِیا حلال است ِیا حرام. نگاه حلال به واجب، مستحب و مکروه تقسِیم مِیشود که در مجموع چهار قسم خواهد شد.