فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١٧
نکول
نُکول: خوددارِی از سوگند خوردن.
از احکام آن در باب قضاء سخن گفته اند.
نکول در موارد دعاوِی و نزاعها و فِیصله دادن آنها توسط قاضِی مطرح است که به اختصار به احکام کلِی آن اشاره مِیشود.
نکول منکر: در دعاوِی اِی که ِیک طرف آن مدعِی و طرف دِیگرش مُنکِر است، وظِیفه مدعِی، حاضر کردن بِینه (←بينه) و وظِیفه منکر با نبود بِینه ِیا عدم احضار آن، سوگند خوردن است.
چنانچه منکر در جاِیِی که وظِیفه اش قسم خوردن است، از آن نکول کند؛ بدِین معنا که نه قسم بخورد و نه آن را به مدعِی بر گرداند، قاضِی به او مِیگوِید: سوگند بخور ِیا آن را به مدعِی برگردان و گرنه تو را نکول کننده قرار مِیدهم و اِین جمله را از باب احتِیاط سه بار تکرار مِیکند. در صورت اصرار منکر بر نکول، در اِینکه حكم عليه او صادر مِیشود ِیا اِینکه قاضِی قسم را به مدعِی بر مِیگرداند و در صورت سوگند خوردن او، اقدام به صدور حکم مِیکند، مسئله محل اختلاف است.(١) همچنِین بنابر قولِی، در صورت سکوت مدعِی علِیه از روِی لجاجت، بدون اقرار ِیا انکار دعواِی مدعِی و اصرار بر آن، قاضِی مدعِی علِیه را محکوم به نکول مِیکند و قسم را به مدعِی بر مِیگرداند. (٢) چنانچه منکر پس از محکوم شدن به نکول، حاضر شود سوگند بخورد، در صورتِی که حکم ناشِی از نکول صادر شده ِیا حاکم، مدعِی را سوگند داده باشد، به گفته او اعتنا نمِی شود. در غِیر دو صورت ِیاد شده، بنابر قول برخِی، منکر مِی تواند قسم بخورد.(٣)
نکول مدعِی: چنانچه پس از آنکه منکر قسم را به مدعِی برگرداند ِیا نکول از قسم کرد، بنابر قول به رد قسم به مدعِی با نکول منکر، مدعِی از قسم خوردن خوددارِی کند، دعواِیش ساقط مِیشود. البته در اِینکه مطلقا ساقط مِیشود ِیا تنها همان مجلس، و در مجلسِی دِیگر مِی تواند دوباره طرح دعوا کند، اختلاف است. (٤)