فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١١
جواهر الکلام ٣٤/ ٣٠١.
(١٠) تحرير الأحكام ٣/ ٥١٥.
(١١) قواعد الأحكام ٦١/٣؛ معالم الدين في فقه آل ِیاسِین ٢/ ٤١.
(١٢) جامع المقاصد ١٣/ ٢١٣.
(١٣) كتاب السرائر ٢/ ٥٣٥.
(١٤) مختلف الشيعة ٧/ ٤١٩.
(١٥) ٤٥٥.
(١٦) مسالك الافهام ١٠/ ١٣٤.
نکاح به مِیراث
نکاح به مِیراث: ازدواجِی که زوجِین از ِیکدِیگر ارث مِیبرند.
از آن در باب نکاح نام برده اند.
در برخِی رواِیات، نکاح به سه قسم تقسِیم شده است: نکاح به مِیراث، نکاح بدون مِیراث و نکاح به ملک ِیمِین.(١)
مقصود از نکاح به مِیراث، ازدواج دائم و از نکاح بدون ميراث، نکاح موقت (ازدواج موقت) است. در برخِی رواِیات، نکاح موقت به نکاح به مِیراث و نکاح بدون مِیراث تقسِیم شده است؛ بدِین گونه که با شرط ارث بردن زن و مرد از ِیکدِیگر در عقد ازدواج موقت، نکاح موقت به مِیراث؛ و بدون شرط آن، نکاح موقت بدون مِیراث خواهد بود.(٢) البته در مسئله مِیراث و عدم مِیراث در ازدواج موقت، چهار دِیدگاه وجود دارد که ِیکِی از آنها ثبوت ارث در صورت شرط کردن آن در عقد است (←ازدواج موقت)؛ لِیکن در ازدواج دائم، بدون هِیچ اختلافِی ارث بردن ثابت است (←ازدواج).
(١) وسائل الشيعة ٢٠/ ٨٦.
(٢) ٢١/ ٦٦.
نکاح تحلِیل
نکاح تَحلِیل: آمِیزش با کنِیز دِیگرِی از راه تحليل.
مقصود از نکاح در عنوان ِیاد شده آمِیزش است نه عقد ازدواج و مقصود از تحلِیل، حلال کردن استمتاع جنسِی از کنِیز (←کنِیز) توسط مولاِی او براِی دِیگرِی است. از اسباب حلِّیت آمِیزش با کنِیز، تحلِیل است(١) (←تحلِیل).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) فقه الرضا ٢٣٣ ؛ الجامع للشرائع / ٤٤٧ ؛ الحدائق الناضرة ٢٤/ ٢٤٠ و ٣١٤.
نکاح دائم
نکاح دائم: ازدواج داِیم، مقابل ازدواج موقت (←ازدواج).
نکاح شبهه ← آمِیزش به شبهه