فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٥
نقض
نَقض: شکستن و باطل کردن؛ وِیران نمودن.
نقض در لغت به معناِی شکستن و باطل کردن آمده است، همچون نقض عهد و پِیمان، و وضو؛ چنان که «نقض بنا» به معناِی خراب کردن آن و «نقض حکم» به معناِی باطل کردن حکم صادر شده از سوِی قاضِی است.(١) از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، جهاد و قضاء سخن گفته اند.
نقض طهارت: طهارت (وضو، غسل و تِیمم) با عروض حدث؛ اعم از حدث اصغر، از قبِیل خروج ادرار و مدفوع و حدث اکبر، همچون جنابت (←جنابت) نقض مِی شود (←حدث).
چنانچه مکلّف ِیقِین به طهارت و شک در حدثِ ناقضِ طهارت داشته باشد، بنا را بر طهارت مِیگذارد و طهارت ِیقِینِی را به شک، نقض نمِیکند. (٢)
نقض پِیمان: به تصرِیح قرآن کرِیم،(٣) وفا به عهد و و پِیمان واجب است (←عهد).
بنابر اِین، چنانچه مسلمانان با غِیر مسلمانان پِیمان آتش بس و ترک جنگ ببندند، نقض آن جاِیز نِیست؛ مگر آنکه کفار آن را نقض کنند و ِیا حاکم اسلامِی با استناد به قراِینِی از خِیانت و مکر غِیر مسلمانان بِیم داشته باشد. در اِین صورت پس از اعلام به آنان مِیتواند پِیمان را نقض کند. در اِین صورت، افرادِی از کفار که به جهت پِیمان در قلمرو مسلمانان هستند به بلادشان منتقل مِی شوند.(٤)
نقض امان: قرار داد امان؛ ِیعنِی تأمِین جانِی، مالِی ِیا ناموسِی ـ حسب قرار داد- مِیان مسلمان و کافر حربِی در صورت عدم وجود ما د مفسده و ِیا وجود مصلحت در آن، قراردادِی لازم و نقض آن حرام است و چنانچه متضمن فساد ِیا خلاف مصلحت باشد، حاکم اسلامِی مِی تواند آن را نقض کند؛ با اِین حال، تا زمانِی که خبر نقض امان به کفّار اعلام نشده، تعرض به فرد ِیا افرادِی که امان داده شده اند، جاِیز نِیست(٥) (←امان).