فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦١
نصاب آن بنابر مشهور، ِیک چهارم دِینار است(٣) و دِینار ِیک مثقال شرعِی طلا (←مثقال) مِیباشد(٤) (← سرقت).
(١) جواهر الکلام ١٥/ ٧٦، ١٦٨ و ٢٠٧.
(٢) ١٦/ ١٨ - ١٩ و ٤٤؛ العروة الوثقى ٢٤٧/٤، ٢٥٢ و ٢٥٥.
(٣) جواهر الکلام ٤١/ ٤٩٥.
(٤) ٣/ ١٢١ و ١٥/ ١٦٨-١٦٩.
نَصارِی ← اهل کتاب
نصب
نَصب: گماردن به کارِی / دشمنِی با اهـل بيت عليهم السّلام (←ناصبِی).
از احکام نصب بـه معناِی اول در بابهاِی طهارت، صلات، زکات، وقف، وصِیّت، قضاء و حدود سخن گفته اند.
ماهِیت نصب: نصب عبارت است از اعطاِی ولاِیت و سلطنت به کسِی که به سبب آن، تصرفات وِی در گستره اختِیارات تفوِیض شده، نافذ و صحِیح خواهد بود.
نصب کننده: کسِی که از نظر شرع، ولاِیت بر نصب دارد، مِی تواند بر حسب ولاِیت و اختِیاراتش دِیگرِی را نصب کند. رسول خدا صلّى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السّلام، حاكم شرع (←حاکم شرع)، پدر (←پدر) وجد پدرِی (←جد) از آن جمله اند. با اِین تفاوت که ولاِیت رسول خدا صلّى الله علِیه و آله و جانشِینان آن حضرت، نه تنها مطلق و عام است که شامل همه امور و شئون مردم مِی شود؛ بلکه به تصرِیح قرآن کرِیم،(١) آنان نسبت به مردم از خود اِیشان سزاوارتراند؛ بدِین معنا که نسبت به جان، مال و هر آنچه به امور بندگان مربوط مِیشود، اولوِیت تصرف دارند. بنابر اِین، آن ذوات مقدس در هر شأنِی از شئون و هر امرِی از امور خلق که صلاح بدانند، مِی توانند کسِی را براِی تصدِی آن بگمارند؛ لِیکن ولاِیت دِیگران، همچون حاکم شرع، پدر و جد پدرِی، جزئِی و خاص مِیباشد و آنان تنها در قلمرو ولاِیتشان مِیتوانند تصرف و کسِی را نصب کنند.
منصوب: کسِی که براِی تصدِی امرِی گمارده مِیشود، باِید اهلِیت تصدِی آن امر را داشته باشد. اِین اهلِیت بر حسب مورد نصب، متفاوت است (← اهلِیت).