فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٠
(٣) مستمسک العروة ١/ ٤١٠ ؛ دليل العروة ١/ ٤٩٧ ؛ شرح العروة (حائرِی) ٤٨٧/١ ؛ موسوعة الخونِی ٣/ ١١١ – ١١٣.
(٤) مصباح الهدِی ١/ ٤١٩ - ٤٢٠ ؛ المعالم الزلفى / ٣٧٥.
(٥) العروة الوثقِی ١/ ١٤٣.
(٦) ١٤٢ ؛ مهذب الأحکام ٤٠٢/١.
(٧) الوسيلة ٣٦٥؛ إفاضة القدير / ٩٩ - ١٠٠.
نشِیمنگاه ← سرِین
نصّ
نصّ: مقابل ظاهر / مقابل اجماع و عقل.
نصّ در اصطلاح دو کاربرد دارد: ِیکِی لفظِی که دلالت آن بر معناِیش روشن و صرِیح باشد؛ به گونه اِی که نزد عرف، احتمال خلاف آن نرود. مقابل آن، ظاهر قرار دارد(١) (←ظهور) و دِیگرِی الفاظ کتاب خدا (←قرآن) و سنت(← سنت) که از ادله احکام شرعِی است و مقابل آن اجماع (←اجماع) و عقل عقل) مِیباشد که از دِیگر ادله احکام شرعِی شمرده شده است. (٢)
(←قاعدة تقديم اظهر بر ظاهر)
(١) المعتبر ١/ ٢٨؛ نضد القواعد الفقهية / ١٢.
(٢) المهذب البارع ٤/ ٢٤٦ ؛ تذکرة الفقهاء ١٦/ ٣٠٨؛ مقامع الفضل ٢/ ٨.
نصاب
نِصاب: مقدارِی معِین از مال.
نصاب در اصطلاح عبارت است از اندازه اِی معِین از مال که در ابوابِی چون زکات، خمس و حدود موضوع احکامِی قرار گرفته است.
زکات: از شراِیط وجوب زکات، رسِیدن مال متعلّق زکات به حد نصاب است و به کمتر از آن زکات تعلق نمِی گِیرد. نصاب اموال متعلق زکات بر حسب جنس آنها متفاوت است(١) (← زكات).
خمس: در بعض چِیزهاِیِی که خمس (←خمس) به آنها تعلق مِیگِیرد، رسِیدن به حد نصاب شرط است، مانند گنج (← گنج) و اشِیاِی قِیمتِی اِی که با غواصِی به دست مِی آِیند(← غواصِی)، و معادن بنابر قول مشهور متأخران و عنبر (← عنبر) بنابر قول مشهور.(٢)
حدود: در ثبوت حد سرقت (قطع انگشتان دزد) شرط است که مال ربوده شده به اندازه نصاب ِیا بِیشتر باشد.