فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٦٣
ِیعنِی سکونت گزِیدن زِید، به وِی تملِیک شده است، نه طبِیعِی سکونت، قطع نظر از زِید ِیا عمرو؛ از اِین رو، انتقال آن به دِیگرِی براِی زِید جاِیز نِیست. بنابر اِین، ملکِیت در هر دو بدون هِیچ تفاوت و قوت و ضعفِی حاصل است. تفاوت تنها در مملوک است. (٢)
برخِی ملکِیت انتفاع را انکار کرده و گفته اند: ملکِیت انتفاع در حقِیقت، اباحه استفاده از عِین از سوِی مالک است، نه تملِیک انتفاع. بنابر اِین، در اِین موارد، ملکِیتِی وجود ندارد. (٣)
اسباب ملکِیت انتفاع: امور زِیر از جمله اسباب ملکِیت انتفاع شمرده شده است.
١. عارِیه، که عبارت است از تملِیک انتفاع از مال عارِیه اِی به عارِیه گِیرنده (←عاريه).
٢. وقف بر جهات عمومِی، همچون فقرا، دانشمندان و مسافران، بنابر اِین قول که ملکِیت آن به خداِی تعالِی منتقل مِیشود. در اِین صورت، موقوف عليهم (فقرا و مانند آن) مالک انتفاع و استفاده از مال وقفِی، همچون مدارس و کاروانسراهاِی وقفِی مِیشوند.
٣. عقد نكاح، که سبب ملکِیت بضع (استمتاع از زوجه) براِی زوج مِیشود و اِین ملکِیت، ملکِیت انتفاع است (←بضع).
٤. مِیهمانِی، که موجب مِیشود مِیهمان مالک انتفاع و استفاده آنچه مِیزبان براِی او آماده کرده و جلوِیش گذاشته، گردد؛ اعم از خوردنِیها و نوشِیدنِیها. (٤) (←انتفاع)
(١) بلغة الفقيه ٢/ ٧٠ - ٧١ ؛ الحاشية الثانية على مكاسب / ٨٠.
(٢) حاشية كتاب المكاسب (اصفهانِی) ١/ ٣٥ – ٣٦.
(٣) فقه الصادق ١٥/ ٢٢٣ ؛ الحاشية الثانية على مكاسب / ٨١ و ٣٠٠.
(٤) نضد القواعد الفقهية / ٣٣٨ - ٣٣٩.
ملکِیت بدلِی
ملکِیت بَدَلِی: مقابل ملکِیت عَرْضِی.
ملکِیت بدلِی عبارت است از ملکِیت عنوانِی جامع، قابل انطباق بر هر فردِی از افراد آن، به نحو بدلِیت؛ به گونه اِی که با تطبِیق بر ِیکِی بر دِیگر افراد قابل تطبِیق نخواهد بود، مانند فروختن نصف خانه.