فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٦٢
ملکِیت شخص بر خود و شئون خود از اعمال و آنچه بر ذمه دارد، ملکِیت اعتبارِی به شمار نمِی رود؛ چنان که ملکِیت خداِی تعالِی نسبت به بندگانش، به اعتبار اعتبار کننده نِیست؛ بلکه به دلِیل خالق بودن او مِیباشد(١) (←ملکِیت طولِی).
(١) مصباح الفقاهة ٢/ ٢٠ - ٢١ ؛ حاشية المظفر على المكاسب ٣٠/١.
ملکِیت انتفاع
ملکِیت انتفاع: از اقسام ملکِیت.
فقها ملکِیت را به لحاظ قوت و ضعف به سه رتبه تقسِیم کرده اند که ضعِیف ترِین مرتبه آن، ملکِیت انتفاع مِیباشد و عبارت است از سلطنت بر بهره ورِی عِینِی از اعِیان.
تفاوت مِیان ملکِیت انتفاع و منفعت (←ملکِیت منفعت) به گفته برخِی اِین است که گرچه در هر دو سلطنت بر عِین از جهتِی خاص وجود دارد؛ لِیکن در ملکِیت منفعت سلطنت بر عِین از آن جهت به گونه اِی است که نقل عِین به دِیگرِی از آن جهت، امکان پذِیر و جاِیز است؛ برخلاف ملکِیت انتفاع که چنِین سلطنتِی بر عِین وجود ندارد و نقل عِین به به دِیگرِی از آن جهت، جاِیز نِیست، مانند اجاره دادن خانه، که مستأجر مِیتواند آن را به دِیگرِی اجاره دهد (ملکِیت منفعت)؛ لِیکن کسِی که چِیزِی همچون گردن بند را عارِیه گرفته است، نمِی تواند آن را به دِیگرِی عارِیه دهد.(١)
برخِی دِیگر در تفاوت آن دو گفته اند: منفعت عبارت است از طبِیعِی منفعت عين، بدون لحاظ اِینکه چه کسِی از آن استفاده مِیکند. در اجاره دادن خانه، منفعت عبارت است از طبِیعِی سکونت در آن، بدون لحاظ اِینکه زِید در آن سکونت کند ِیا عمرو. تملِیک خانه به مستأجر توسط موجر براِی سکونت، تملِیک طبِیعِی سکونت در آن است؛ از اِین رو، مستأجر مِیتواند آن را به دِیگرِی نِیز تملِیک کند؛ در حالِی که انتفاع عبارت است از استفاده از عِین با ملاحظه کسِی که از آن استفاده مِیکند، مانند عارِیه دادن خانه به زِید که معناِی آن تملِیک سکونت به زِید با ملاحظه شخص او است؛