فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٨
ملکِیت مستقر، ملکِیتِی است که اِین گونه نباشد (←ملکِیت متزلزل).
ملکِیت دائمِی و موقت: ملکِیت در صورت دائمِی بودن و محدود به وقتِی خاص نبودن، ملکِیت دائم خواهد بود (←ملکِیت دائم) و در صورت محدود بودن به وقت و زمانِی خاص، ملکِیت موقت مِی باشد (← ملکِیت موقت).
ملکِیت فعلِی و شأنِی: مقصود از ملکِیت فعلِی، ملکِیتِی است که بالفعل حاصل است؛ بر خلاف ملکِیت شأنِی که بالفعل حاصل نِیست؛ لِیکن سبب آن تحقق ِیافته است، مانند ملکِیت نسلهاِی بعدِی نسبت به مالِی که شخص براِی فرزندان و نسلهاِی بعد از آنان وقف کرده است (← ملکِیت شأنِی).
ملکِیت واقعِی و ظاهرِی: ملکِیت واقعِی، ملکِیتِی است که بر حسب واقع و شواهد و قراِین قطعِی، ثابت است. ملکِیت ظاهرِی ملکِیتِی است که بر حسب امارات و اصول شرعِیِ ثابت کننده حکم ظاهرِی، حاصل مِی شود، مانند ملکِیت حاصل از قاعدة يد (←قاعده يد)، بينه (←بينه) يا استصحاب (←استصحاب).
بحث مطرح در مقام اِین است که آِیا مِی توان به استناد امارات و اصول شرعِی، براِی کسِی به ملکِیت به نحو مطلق، شهادت داد ِیا نه؟ بنابر قول دوم، شهادت به ملکِیت ظاهرِی با تصرِیح به آن جاِیز است. (١٠)
اسباب ملکِیت: ملکِیت به اعتبار سبب دو گونه است:
١. ملکِیت قهرِی: ملکِیتِی که بدون اراده و قصد براِی شخص حاصل مِی شود.
در اِین نوع ملکِیت گاه اراده و قصد طرف مقابل نِیز وجود ندارد، مانند ارث که سبب آن مرگ است و ملکِیت ارث براِی ورثه بدون قصد و اراده مِیباشد؛ لِیکن گاهِی در طرف مقابل، قصد و اراده وجود دارد مانند وصِیت به مالِی براِی کسِی که -بنابر قولِی ـ مال وصِیت شده (موصِی به) به طور قهرِی -بدون اِینکه نِیاز به قبول موصِی له ـ پس از مرگ وصِیت کننده (موصِی) به ملک آن شخص (موصِی له) منتقل مِیشود (←وصِیّت).