فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٢١
بر مراعات اخلاق نِیک در سفر نسبت به هم سفران (٦) و در معامله با دِیگران سفارش شده است.(٧)
(←اخلاق)
(١) مجمع البحرين، واژه «خلق» و «کرم».
(٢) وسائل الشيعة ١٥/ ١٩٨ ؛ مهذب الأحكام ٧/ ١٣٠.
(٣) مستدرک الوسائل ١١/ ١٨٧.
(٤) ١٩١.
(٥) ٨/ ٢٢٢ و ١١/ ١٩١ - ١٩٤ ؛ معانى الأخبار/ ١٩١-١٩٢؛ وسائل الشيعة ١٥/ ١٨٢- ١٨٣ و ١٩٨ – ٢٠٠.
(٦) كشف الغطاء ٤/ ٤٤٦.
(٧) أنوار الفقاهة (المكاسب) (كاشف الغطاء) / ١٤٥.
مکارِی
مُکارِی: کراِیه دهنده چارپا.
مکارِی از «کرِی» کسِی را گوِیند که چارپاِیش را به دِیگرِی کراِیه مِیدهد.(١) عنوان ِیاد شده در بعضِی رواِیات سفر (٢) و به تبع در فقه، باب صلات آمده است.
سفر با شراِیطِی موجب قصر نماز و افطار روزه مِیشود؛ لِیکن در رواِیات سفر، گروههاِیِی از اِین حکم استثنا شده اند. از جمله آنها مکارِی است که چارپا را براِی سفر کراِیه مِیدهد و خود نِیز همراه آن مِی رود، مانند آنچه امروز متداول است که راننده، وسِیله نقلِیه مسافرِی خود را همراهِی مِیکند.
نماز مکارِی در سفر تمام و گرفتن روزه ماه رمضان بر او واجب است(٣) (← سفر).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) مجمع البحرين (واژۀ «کرِی».
(٢) وسائل الشيعة ٨/ ٤٨٤ ، ٤٨٨ و ٤٩٠.
(٣) الروضة البهية ١/ ٧٨٤.
مُکاشفه ← کشف و شهود
مکان
مکان: جاِیگاه؛ محل استقرار؛ بخشِی از فضا.
مکان به محل استقرار و نِیز بخشِی از فضا که توسط جسمِی اشغال مِی شود اطلاق مِیگردد.(١) مکان به لحاظ وقوع اعمال و افعالِی در آن داراِی احکامِی است که در بابهاِی طهارت، صلات، حج، تجارت، غصب، قضاء، شهادات و حدود به مناسبت از آن سخن گفته اند.
طهارت: مکان تخلِی داراِی احکامِی واجب، حرام، مستحب و مکروه است که در عنوان تخلِی آمده است (←تخلِی).
در اِینکه از شراِیط طهارت (وضو غسل و تِیمم) مباح بودن (غصبِی نبودن) مکان آن است، ِیا نه؛ اختلاف مِیباشد.