فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٦٧
٢. بنابر دِیدگاه جمعِی، با سپرِی شدن مدت چهار سال جست و جو از وضع مفقود به دستور حاکم، اموال او مِیان ورثه تقسِیم مِیگردد؛ (٢٧) لِیکن در صورت بازگشت وِی پس از تقسِیم، اموال وِی با زِیادِی آن در اِین مدت به او بازگردانده مِی شود(٢٨)(←زِیاده).
٣. بنابر آنچه از برخِی قدما نقل شده است، اموال مفقودِی که مطلقا از او خبرِی نِیست ِیا در دست دشمن اسِیر است و مرده ِیا زنده بودنش معلوم نِیست، بعد از ده سال مِیان ورثه تقسِیم مِیشود؛ اما اگر جزء سپاهِیانِی بوده که از دشمن شکست خورده و همه ِیا بِیشترشان کشته شده اند، با سپرِی شدن چهار سال اموالش تقسِیم مِی گردد. (٢٩)
٤. بنابر دِیدگاه برخِی دِیگر از قدما، در صورتِی که ورثه تمکن مالِی داشته باشند، چنانچه پس از مدتِی طولانِی خبرِی از مفقود به دست نِیاِید، مال او را مِیان خود تقسِیم مِیکنند، و اگر پس از آن، خبرِی از زنده بودن وِی به آنان برسد، ضامن آن مال مِی باشند و باِید آن را به وِی برگردانند؛ چنان که جاِیز است انسانِی خانه ِیا زمِین فرد مفقود را پس از گذشت ده سال از ناپدِید شدن و بِی اطلاعِی از وضعِیت وِی، خرِیدارِی و در آن تصرف کند؛ هرچند خرِیدار در صورت بازگشت مفقود، ضامن است و باِید آن را به وِی برگرداند.(٣٠)
در صورت عدم ثبوت مرگ مفقود، سهم او از ترکه مورتش کنار گذاشته مِیشود. دِیدگاههاِی چهارگانه ِیاد شده در اِین مسئله نِیز جارِی است. (٣١)
بدهِی به مفقود الاثر: چنانچه شخصِی به فردِی بدهکار باشد، سپس آن فرد مفقود گردد به گونه اِی که مرده ِیا زنده بودن وِی معلوم نباشد، واجب است بدهکار نزدِیک وفاتش به بدهِی خود وصِیت کند تا آن را به طلبکار ِیا -در صورت ثبوت فوت او- به ورثه اش بپردازند. آِیا نزدِیک وفات، علاوه بـر وصِیت، جدا کردن و کنار گذاشتن آن نِیز واجب است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است؛ چنان که در صورت ثبوت مرگ طلبکار و ِیأس از پِیدا کردن وارثِی براِی وِی،