شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٥٢ - ٣٦٨٩ ان الدنيا دار صدق لمن صدقها، و دار عافية لمن فهم عنها،
است، و بنا بر اين ممكن است كه مراد به «اثر» بقيه باشد كه يكى از معانى آن است باعتبار اين كه هر يك از آنها بقيهايست از نعمتهاى حق تعالى كه از براى او مقرر كرده، و اولا وجود او بعمل آمده و بعد از وجود هر يك بقيه آنهاست كه بعمل مىآيد. اگر كسى گويد كه: رو كردن مرد بهر روز از عمر مگر بعد از مفارفت از روز ديگر، امريست كه غير از آن ممكن نيست و اختصاصى ندارد آن بدنيا، و همچنين نعمتهاى ديگر كه بايد يكى بعد از ديگرى باشد مثل هر نفس زدنى و آشاميدنى و خوردنى و غير آنها، پس اين معنى سبب نقص دنيا نگردد؟ جواب گوئيم كه: چون ايام عمر دنيا و همچنين نعمتهاى آن متناهى و مقدر است پس آنچه از آنها بعد از ديگرى بيايد نيامده مگر بعد از فناى سابق بر آن، و نعمتهاى آخرت چون غير متناهى است و تقدير و اندازه ندارد پس بسبب آنچه از آنها بعمل آيد چيزى از عمر يا نعمتهاى او كم نشده بلكه باز آنچه مانده غير متناهى است چنانكه در ابتدا بوده و در حقيقت فتورى و نقصانى به آنها راه نيافته.
٣٦٨٩ ان الدنيا دار صدق لمن صدقها، و دار عافية لمن فهم عنها،
و دار غنى لمن تزود منها، و دار موعظة لمن اتغظ بها، قد آذنت ببينها، و نادت بفراقها، و نعت نفسها و اهلها، فمثلت لهم ببلائها البلاء: و شوقتهم بسرورها الى السرور، راحت بعافية و تبكرت[١] بفجيعة، ترغيبا و ترهيبا و تخويفا و تحذيرا، فذمها رجال غداة الندامة و حمدها آخرون ذكرتهم فذكروا، و حدثتهم فصدقوا، و وعظتهم فاتعظوا منها الغير[٢] و العبر.
بدرستى كه دنيا خانه راستى است از براى كسى كه تصديق كند آن را، و سراى
[١] - در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار بجاى« تبكرت»:« ابتكرت» تعبير شده است.
[٢] - در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار بجاى« منها الغير و العبر»« منها بالغير و العبر» ضبط شده است و در ترجمه نيز« بتغييرها و عبرتها» تعبير شده است.