شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٨ - ٢٦٠٥ احذر الكريم اذا اهنته، و الحليم اذا جرحته، و الشجاع اذا اوجعته
«هزل» قول يا فعلى است كه بعنوان «جد» نباشد بلكه از راه لعب و بازى باشد پس ذكر بازى بعد از آن تأكيد است.
٢٦٠٤ احذر اللئيم اذا اكرمته[١] و الرذل اذا قدمته، و السفلة اذا رفعته.
حذر كن از لئيم هرگاه گرامى گردانى او را، و از رذل هرگاه پيش دارى او را، و از سفله هرگاه بلند گردانى او را، «لئيم» و «رذل» و «سفله» نزديك بيكديگرند و كسى را گويند كه پست مرتبه و دون و خسيس باشد پس غرض از كلام تأكيد است و مراد اين است كه مردم فرومايه پست مرتبه را نبايد عزيز و گرامى كرد و پيش داشت و بلند گردانيد، زيرا كه ايشان حوصله آن ندارند و هرگاه دست يابند ضرر و اذيت ايشان بمردم بسيار خواهد رسيد پس هر كه چنين كسى را بلند كند بايد حذر كند از او و از عاقبت كار خود.
٢٦٠٥ احذر الكريم اذا اهنته، و الحليم اذا جرحته، و الشجاع اذا اوجعته.
حذر كن از كريم هرگاه خوار كنى او را، و از بردبار هرگاه ريش سازى او را، و از دلير هرگاه دردناك گردانى او را[٢]، «حذر كردن از ايشان» باعتبار اين است كه ايشان را صبر بر اهانت و خفت بسيار مشكل است پس بقدر مقدور سعى در تلافى و انتقام خواهند كرد پس بايد حذر از آن داشت و اين معنى در غير حليم ظاهر است، و در حليم باعتبار اين است كه حليم و بردبار اگر چه حلم دارد و از مردم بگذراند
[١] - متنبى گويا نظر باين كلام شريف داشته در اين گفتار خود:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - در حاشيه نسخه مسجد سپهسالار گفته:« و در بعضى نسخهها بجاى« جرحته»:
« اجرحته» است يعنى هر گاه ملجأ و مضطر سازى او را».