شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٥٧ - ٣٦٩٣ ان الدهر يجرى بالباقين كجريه بالماضين، ما يعود ما قد ولى، و لا يبقى سر مدا ما فيه، آخر فعاله كاوله، متسابقة اموره، متظاهرة اعلامه، لا ينفك مصاحبه من عناء و فناء و سلب و حرب
دو ضرهاند. و «آنها» يعنى دنيا و آخرت و كسى كه طلب آنها كند بمنزله مشرق و مغرب و رونده ميانه آنهاست و حذف جزو سيم مشبه از براى اختصار و اعتماد بر ظهور آنست بعد از ملاحظه مشبه به و سه جزوى آن، و [ضره] زنى را گويند كه با زن ديگر يك شوهر داشته باشد و مراد اين است كه: دنيا و آخرت با وجود آنچه مذكور شد از دورى از يكديگر و دشمنى ميانه ايشان بمنزله دو ضرهاند يعنى اكثر مردم هر دو را بزنى برداشتهاند و ميل بهر دو دارند و از براى هر دو سعى ميكنند و غافلند از اين كه آنها با يكديگر جمع نشوند.
٣٦٩٣ ان الدهر يجرى بالباقين كجريه بالماضين، ما يعود ما قد ولى، و لا يبقى سر مدا ما فيه، آخر فعاله كاوله، متسابقة اموره، متظاهرة اعلامه، لا ينفك مصاحبه من عناء و فناء و سلب و حرب.
بدرستى كه روزگار روان مىشود بباقى ماندگان مانند روان شدن آن بگذشتگان، برنمىگردد آنچه بتحقيق پشت گردانيد از آن، و باقى نمىماند پاينده آنچه در آنست، آخر كردار آن مانند اول آنست، پيشى گيرندهاند بر يكديگر كارهاى آن، و يارى كنندهاند يكديگر را نشانهاى آن، جدا نمىشود مصاحب آن از رنج و فانى شدن، و حرب و سلب، مراد اين است كه دنيا چنانكه وفا نكرد بگذشتگان و باقى نماند از براى ايشان چنان خواهد بود نيز با جمعى كه باقى ماندهاند، و «برنگشتن آنچه پشت گردانيده از آن» يا محمول بر غالب و اكثرى است، يا مراد خصوص زمان عمر هر كسيست يعنى مدت عمر هر كس هرگاه پشت گردانيد و تمام شد ديگر عود نكند، و «آخر كردار آن مانند اول آنست» بمنزله تأكيد سابق است، و «پيشى گيرندهاند بر يكديگر كارهاى آن» يعنى كارهاى آن شبيه و نظير يكديگرند و متوجه يك غايت و پايانند مانند چند كس كه با هم اسب دوانند و هر يك خواهند كه بر ديگرى پيشى گيرند و از او ببرند، و مراد به «يارى كردن