شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٠ - ٣٢٩٥ انعم الناس عيشا من منحه الله سبحانه القناعة و اصلح له زوجه
است، چه ظاهر است كه هر كه قطع اميد از مردم كرد آنچه كند از طاعات و عبادات خالص باشد از براى خداى عز و جل و آميخته بغرضى ديگر نباشد.
٣٢٩٢ اول المروءة البشر، و آخرها استدامة البر.
اول مروت شكفته روئى است و آخر آن دايم داشتن احسانست، و پوشيده نيست كه اين موافق است با آنچه در فقره سابق مذكور شد كه «آخر آن دوستى كردن است بسوى مردمان» زيرا كه از براى دوستى كردن سببى عمدهتر از دايم داشتن احسان نباشد.
٣٢٩٣ اقرب ما يكون الفرج عند تضايق الامر.
نزديكترين بودن گشايش نزد تنگ شدن كار است يا معنى اين است كه نزديكترين آنچه ميباشد گشايش نزد آن هنگام تنگ شدن كار است، و حاصل هر دو يكى است.
٣٢٩٤ امقت العباد الى الله سبحانه من كان همته[١] بطنه و فرجه.
دشمنترين بندگان بسوى خدا- كه پاك است او- كسى است كه انديشه او شكم او و فرج اوست يعنى اهتمام او و فكر او از براى آنهاست.
٣٢٩٥ انعم الناس عيشا من منحه الله سبحانه القناعة و اصلح له زوجه.
برفاهيتترين مردم بحسب زندگانى كسى است كه عطا كرده است او را خداى سبحانه قناعت را، و سازگار گردانيده از براى او جفت او را.
[١] - در حاشيه نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار« همه» بعنوان نسخه بدل ضبط شده است و آن بهتر است.