شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٧ - ٢١٧٦ الشكر أعظم قدرا من المعروف لان الشكر يبقى و المعروف يفنى
٢١٧٤ العلم أكثر من أن يحاط به فخذوا من كل علم أحسنه.
علم بيشتر از آن است كه فرو گرفته شود تمام آن، پس فرا گيريد از هر علمى بهتر آن را، يعنى آنچه را بيشتر بكار آيد و نفع آن بيشتر باشد.
٢١٧٥ الرجل السوء لا يظن بأحد خيرا لأنه لا يراه إلا بوصف نفسه.
مرد بدگمان نمىبرد بكسى نيكوئى را، از براى اين كه او نمىبيند او را مگر بصفت خود يعنى اعتقاد او اين است كه همه مردم مثل اويند در بدى.
٢١٧٦ الشكر أعظم قدرا من المعروف لان الشكر يبقى و المعروف يفنى.
شكر عظيمتر است بحسب قدر از احسان از براى اين كه شكر باقى مىماند و احسان فانى مىگردد يعنى هرگاه بكسى نعمتى داده شده باشد ظاهر است كه آن نعمت باقى نماند اما اگر شكر آن را بجاى آورد سبب دادن نعمت ديگر گردد و همچنين پس قدر شكر عظيمتر است از قدر نعمت و احسان زيرا كه آن باقى نماند و شكر باقى ماند و ممكن است كه مراد اين باشد كه شكر يعنى پاداشى كه حق تعالى در عوض احسان بكسى دهد عظيمتر است قدر آن از آن احسان از براى اين كه پاداش حق تعالى پاينده و دائم باشد و احسان او فانى مىگردد[١] يا اين كه شكر كسى كه نعمت باو داده شود عظيمتر است از احسانى كه باو شود زيرا كه شكر و ياد خير او گاهى باقى مىماند مدت مديد و نعمتى كه باو داده شود بزودى فانى مىشود يا اين كه آن باقى است باعتبار اين كه موجب اجر و ثوابى شود كه آن هميشه باقى است هرگاه شكر او دعائى باشد از براى آخرت او.
[١] - از اين جا تا« از براى آخرت او» فقط در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار است.